کتاب بربلندیهای مکه اثری از قلم بدیع و ادبی بنتالهدی صدر است که به ترکیب سفرنامه حج ایشان با مقالهای در باب جایگاه زن در اسلام میپردازد.
بگذارید از نویسنده کتاب آغاز کنیم. نوآوری به معنای ارائه اندیشه یا محصولی تازه و بیسابقه است که مورد پذیرش جامعه قرار گیرد و امری تصادفی نیست، بلکه به ویژگیهایی چون تسلط علمی، آیندهنگری و شناخت نیازها و فرهنگ جامعه نیاز دارد. پژوهشگران، بهویژه در روانشناسی مثبتگرا، بر وجود این خصیصههای کلیدی در افراد نوآور تأکید دارند و آنها را عامل خلق پدیدههای جدید میدانند.
با این معیارها، آثار شهیده آمنه بنتالهدی صدر نمونهای روشن از نوآوری است؛ او در عصر گسترش ادبیات داستانی، قالب قصه را برای بیان مفاهیم دینی برگزید. با بهرهگیری از اندیشههای شهید سید محمدباقر صدر و تسلط بر فن داستاننویسی، توانست مفاهیم اجتماعی و روانشناختی را در قالبی نو عرضه کند. آثار او تلفیقی از دانش، شناخت اجتماعی و خلاقیت است که سبب توجه به بازنشر و احیای نوشتههایش شده است. قلم ادبی بنتالهدی صدر ادبیاتی تازه در انتقال معارف دینی ارائه میکند که به دل نسل حاضر مینشیند.
کتاب بر بلندیهای مکه از چهار فصل تشکیل شده است. فصل اول کتاب با عنوان بر بلندیهای مکه سفرنامه خانم صدر به مکه و انجام اعمال حج را روایت میکند. این سفرنامه ضمن بیان مناقب و ایستگاههای مختلف حج از تفاوتهای این سفر برای بانوان میگوید و مهمتر از همه با اشاره به آیات مختلف از معارف اسلام میگوید. این سفرنامه در جایگاههای مختلف به ارزش زن و نگاه اسلام به زن و حجاب نیز اشاره میکند. به عنوان مثال در بخشی از کتاب میخوانیم:
«نکته مهمی که در تصحیح احرام بانوان با آن مواجه شدیم آن بود که اولا آنان بلافاصله پس از نیت احرام جورابهای خود را از پا خارج کرده و به جای آن شلوار بلند میپوشیدند، زیرا در حال احرام نباید روی پا پوشیده باشد. از طرفی برخلاف صورت و دستها آشکار کردن پا در برابر نامحرم جایز نیست. اسلام پوشش را به مثابه عامل مصونیت دو بُعدِ فردی و اجتماعی حیات زن واجب کرده تا او را هنگام حضور در جامعه حراست کند. حجاب با هدف انزوا و گوشهگیری زن و دور کردن او از حضور در محیطهای سالم اجتماع واجب نشده است، به همین دلیل اسلام باز بودن صورت و دستها (وجه و کفین) زن را جایز شمرده، زیرا در فعالیتهای اجتماعی آشکار بودن همین اجزاء کافی است. بدین معنا که هیچ زن و مردی هنگام حضور در جامعه برای انجام هر یک از فعالیتهای اجتماعی، به نمایان کردن دیگر قسمتهای بدن نیاز ندارد.»
کتاب در بخش دوم خود سه فصلِ همسو را روایت میکند. نخستین فصل این بخش مقالهای پیرامون حقوق زن در اسلام ارائه میکند و در رابطه با نزول جایگاه کنونی زن در عموم جوامع، انگشت اتهام را به سوی زنان نشانه میبرد. کتاب در ادامه جایگاه و منزلت زن صالح از دیدگاه امام صادق (ع) را تبیین میکند و مخاطب را در برابر سوال چرا از اسلام فاصله گرفتهایم؟ قرار میدهد.
زن و تمدن، زن و اشتغال، طلاق از دیدگاه اسلام، زنان همراه پیامبر (ص)، زن در نقش مادر و همسر، زن و حق مالکیت، جایگاه و منزلت زن، نقش زنان در واقعه عاشورا و مهریههای سنگین گوشههایی موضوعات مطرح شده در فصلهای پایانی کتاب هستند.
تا برسیم به نگاه حقیقی اسلام به زن و با آگاهی در برابر شبهات بیاساس زنستیزی اسلام بایستیم.
بانوان، دختران جوانان، فعالان فرهنگی، افرادی که در حوزه زن و حجاب فعالیت میکنند و روشنفکران جامعه مخاطبان این نوشتار هستند.
برخلاف آنچه عده ای میپندارند، حجاب نشانه مالکیت مرد بر زن نیست، چراکه زن و مرد در بعد انسانی با هم برابرند و هیچ یک از آنان برای احاطه یافتن بر دیگری آفریده نشده، بلکه آن دو خلق شدهاند تا وجود یکدیگر را کامل کنند. هر یک از آن دو، دو بعد دارند. مرد انسان است و مذکر و زن نیز انسان است و مؤنث. هر یک از آن دو به منزله یک انسان حق دارند در خدمت جامعه باشند و در این عرصه فقط باید بر بعد انسانیاش تکیه کنند. بنابراین، ظاهر نکردن ویژگیهای زنانه زن به معنای آن نیست که اسلام میخواهد، زن را از حضور در جامعه باز دارد، زیرا زن هنگام حضور در جامعه به مثابه یک انسان ظاهر میشود و همچنان که مرد با تکیه بر ویژگی انسانیاش در جامعه حضور مییابد زن نیز باید بعد انسانیاش را به اثبات برساند و در این زمینه با مرد برابر است. عرصههایی که زن باید خود را بپوشاند، مرد نیز باید چنین کند. همان طور که زن حق ندارد با تکیه بر ویژگیهای زنانهاش و با بیحجابی در جامعه ظاهر شود، مرد نیز نباید بر مبنای ...
نظرات