کتاب ایلیا در جلد بیست و چهارم خود نبردی دیگر از ایلیا و دوستانش را با دارودسته حام و جادوگرها روایت میکند. ایلیا و امیر علی جان شهر را نجات میدهند و ماموریت جدیدشان نابودی حام است برای همیشه. آیا آنها از پس این ماموریت برمیآیند؟
داستان از جایی شروع میشود که جادوگرهای سرخپوش از طرف حام مامور میشوند تا برای همیشه کلک ایلیا را بکنند. اما باز هم ناکام میمانند. اما آنها آبروی ایلیا را در شهر بردهاند. به نظر آنها دیگر ایلیا در شهر مقبولیتی ندارد. جادوگرها مامور میشوند تا ایلیا را به مرکز شهر بکشانند. حام با خرابکاریهای جادوگران در مرکز شهر میخواهد توجه ایلیا را از خود دور کند تا راحت به کار خود برسد. اما داستان آنچنانی که میخواهد پیش نمیرود.
ایلیا با نجات چندین نوجوان اعتماد از دست رفته مردم را بازمیگرداند و ...
تا ابر قهرمان زندگی فرزندمان را خودمان بسازیم، آن هم با معیارهای فرهنگی خودمان.
کودکان بالای هشت سال مخاطبان این داستان مصور هستند.
کسی که اینجا رو ساخته، قطعا نمیذاره ما به این راحتیها واردش بشیم و توش بچرخیم.
نظرات