کتاب کمیک جنگاوران خونیرث در جلد اول خود نوجوانهای زیر پانزده سال را به دنیای مبارزه علیه دشمنان مرموز دعوت میکند. ماهمنیر داستانپور با بهرهگیری از تصاویر جذاب، مخاطب را پای داستانهای مصور و دنبالهدار خود میخکوب میکند.
هیرسا مثل هر روز صبح در حال رفتن به محل کارش است که اخبار ضد و نقیضی از سرزمین مرزی خونیرث به گوشش میرسد.
«انفجار در مرز غربی خونیرث اتفاق افتاده است. به نظر میرسد دشمن از تجمع مردم برای یک عروسی بزرگ محلی در روستای مرزی باخبر بوده.»
این کلمات هیرسا را به شدت نگران میکند؛ چرا که او منتظر برگزاری جشن عروسی دوستانش بوده است. اکنون مادر، خاله و حتی خواهر هیرسا زیر سایه بمبارانهای ریگال قرار دارند. ریگال به منطقه مرزی خونیرث حمله کرده و در حال نفوذ به سایر شهرهاست. اما مگر جنگاوران خونیرث میگذارند. آنها سریعا به منطقه اعزام میشوند و نیروهای ریگال را به نابودی میکشانند. ناگهان آسو، از اتاق ارتباطات و کنترل سایبری خبر ورود یک موشک به آسمان خونیرث را تایید میکند. چیزی به برخورد موشک به دیواره شرقی خونیرث نمانده است که ...
با اینکه پس از نابودی لوی و نیروهایش و انهدام پایگاه چشم شیر، دشمنان خونیرث شکست بزرگی خوردند اما از این شکست درس نخواهند گرفت. حالا ریگال مثل گرگی زخمی دوباره به خونیرث حمله خواهد کرد. داستان مقاومت جنگاوران خونیرث را در جلد دوم ورق بزنید.
تا صحنههای اکشن از مبارزات آتشین را تجربه کنیم، روحیه مقاومت و ایستادگی در برابر دشمنان را زنده سازیم و پرنده خیال را با تصاویر جذاب کتاب به پرواز درآوریم. در ضمن این مجموعه میتواند سطح بالاتری از هیجانِ معمول را به مخاطب منتقل کند.
اگر چه این مجموعه کمیک از دل آتش و دود و مبارزه، شجاعت را برای پسران نوجوان به ارمغان میآورد ولی خواندن آن برای دختران نوجوان نیز خالی از لطف نیست.
همهچی عالیه! تفنگهامون از کار افتاده، داریم از مشتهامون استفاده میکنیم. ریگال برامون تله گذاشته بود.
نظرات