کتاب انقلاب اسلامی؛ جهشی در تحولات سیاسی تاریخ اثری تحلیلی برگرفته از سخنان آیتالله محمدتقی مصباح یزدی است. این نوشتار به چگونگی شکلگیری، ماهیت و آرمانهای انقلاب اسلامی میپردازد و ضمن بحث از منشا عظمت انقلاب اسلامی به بیان و تشریح فلسفه و منشا پیدایی انواع حکومتها میپردازد.
انقلاب اسلامی ایران چنان گرد و خاکی به پا کرد که تعاملات و مناسبات سیاسی عالم را به هم ریخت. هنوز سالی از انقلاب نگذشته بود که امام با کنار زدن دو ابرقدرت شرق و غرب، جمهوری اسلامی ایران را ابر قدرت معرفی کردند. اما چه نیرویی پشت این انقلاب بود که آن را سرآمد عالم ساخت؟ ماهیت این انقلاب چیست که دنیا را به هم میریزد؟ بنمایه شکلگیری انقلاب چه بود و با چه آرمانی به ثمر نشست؟ نوشتار حاضر با تکیه بر اندیشهها و سخنان آیت الله مصباح یزدی به این سوالات پاسخ میدهد.
این کتاب ضمن بحث از منشأ عظمت انقلاب اسلامی در دو بخش به بیان و تشریح فلسفه و منشأ پیدایی انواع حکومتها میپردازد. بیان نظریاتی پیرامون ماهیت تحولات اجتماعی و توضیح حرکت انبیای الاهی به عنوان منشأ تحولات و نیز تشریح چگونگی فرایند شکلگیری تحولات اجتماعی با توجه به گزارههایی چون وحی، حق و باطل و اراده انسانها در این کتاب آمده است.
ذکر ویژگیهای حرکت انبیا، ماهیت حرکت آنان با توضیح اینکه نقش حرکت انبیا در تأمین اهداف انسانی بوده و اشاره به منشأ پیدایی نظریه مردم سالاری و دموکراسی از دیگر مباحث این نوشتار است.
این کتاب در بخشی دیگر به آسیب شناسی انقلاب اسلامی و آسیبهای فراروی نهادهای اجتماعی پرداخته و با بیان نقش انگیزههای فردی در ایجاد فساد و بررسی نقش خواص در انحراف یا هدایت جامعه بستری برای فهم آسیبهای دیگر انقلاب فراهم میآورد. در بخش دیگر با توضیح ماهیت حکومت دموکراسی لیبرال و بیان نقش آموزههای دینی در ایجاد انگیزه، جایگاه ممتاز حکومت اسلامی را بیان میکند. در قسمت پایانی نیز به نقش معنویت در پیروزی مسلمانان و عوامل کسب پیروزی و نقش امدادهای غیبی اشاره دارد.
تا با ماهیت، آرمانها و عظمت انقلاب آشنا شویم. آن وقت با تمام وجود در مسیر رشد و پایداریاش گام برمیداریم.
جوانان و دانشجویان، طلاب و اندیشمندان، و سیاستمداران مخاطبان خاص این جستار هستند. ضمن آنکه عموم مردم ایران زمین، که وظیفه نگهبانی از انقلاب را بر دوش دارند، مخاطبان عام این نوشتار هستند.
برخی در خانه خود نشسته و سر در لاک خود فرو برده اند و به فکر گذران زندگی روزمره یا انجام عبادتهای شخصی خود هستند. برخی نیز که خطر را احساس کرده اند به وظیفه خود آگاه نیستند و سکوت اختیار میکنند.
در این زمان عذری در این موارد پذیرفته نیست و هر کس موظف است به دنبال شناسایی خطرهای تهدیدکنندۀ انقلاب رفته، به وظیفۀ خود پی ببرد. بار سنگینی در این زمینه بر دوش اهل علم و وظیفۀ ایشان از دیگران خطیرتر است. کسانی که در حال تحصیل علوم دینی هستند، باید با جدیت درس بخوانند؛ زیرا در این دوران درس خواندن برای خدا همانند شمشیر زدن در رکاب حضرت سید الشهدا است. درس خواندن در حال حاضر ضرورت بیشتری دارد و شانه خالی کردن از زیر بار تحصیل درست همانند فرار از میدان جنگ نکوهیده است. درس خواندن یکی از تکالیف واجب در این زمان است و تا این تکلیف ادا نشده نمیتوان به سراغ امور مستحب رفت.
نظرات