چهار سال تمام وقت و انرژی صرف شده تا این مجموعه، یعنی «آنچه گذشت»، شکل بگیرد. اما اشتباه نکنید؛ قرار نیست با یک کتاب تاریخ معمولی طرف باشید که فقط روایت میکند فلان روز چه اتفاقی افتاد.
ماجرا عمیقتر است.
اینجا بحث بر سرِ «دشمنشناسی» است؛ اما نه آن دشمنی که آن سوی مرزها ایستاده. نویسنده ذرهبین را چرخانده سمتِ داخل. سمت کسانی که روزی خودشان بخشی از بدنه حاکمیت بودند، اما به مرور، تیشه به ریشه زدند.
«از ما بریدهها». اسمش گویای همهچیز هست، نه؟ داستان چهار نفر از کسانی که روزگاری در صف اولِ کاروان انقلاب بودند، اما وسط راه بریدند، تغییر مسیر دادند و عملاً در زمین حریف بازی کردند.
بگذارید ساده بگویم؛ دشمنی با یک حکومت دینی همیشه یکشکل نیست. یک مدلش همان دشمن بیرونی است؛ کسی که از اساس میگوید «تو نباید باشی» و معمولاً تا قبل از اینکه قدرت بگیری، روبهرویت میایستد. تکلیف با او روشن است. اما مدل دوم خطرناکتر است: دشمن درونی. این دشمنی درست وقتی شروع میشود که حکومت پا گرفته. اینجاست که پای حسادتها، منافع شخصی، اختلاف سلیقهها و حتی خط گرفتن از بیرون باز میشود.
«آنچه گذشت» دقیقاً دست میگذارد روی همین نقطه حساس؛ واکاویِ اینکه چطور میشود یک «خودی»، تبدیل میشود به اهرمی علیه حاکمیت توحیدی.
نظرات