کتاب یحیی؛ قهرمان ملت، دشمن دولت به قلم راسل برنا و ترجمه شهریار شفیعی کتابی منحصر به فرد درباره یحیی سنوار است که او و زندگی او را از تونلهای حماس در غزه و لبنان به زندانهای بیستودوساله اسرائیل میبرد.
یحیی کجا بود؟ برخی میگفتند در تونلهای خان یونس پنهان شده است. برخی دیگر مدعی بودند در هزارتوی تونلهای رفح ناپدید شده. اطلاعات درز کرده حاکی از آن بود که او همچنان از مخفیگاه زیرزمینی خود به هدایت عملیات و مذاکره برای آتشبس ادامه میدهد. پیامهای او از راه خطوط رمزگذاری شده و پیکهای مورد اعتماد منتقل شده و در مذاکرات سطح بالا ظاهر میشدند؛ اما هیچ عکسی از او نبود. حتی یک تماس شنود شده هم. فقط سکوت. سکوتی تاکتیکی و دلهرهآور. این کتاب نه در پی تقدیس سنوار است و نه در پی محکوم کردنش، بلکه سفری است برای یافتن مردی که پشت نقابها پشت واژگان صیقل خورده و زیر آوارها پنهان شده یحیی سنوار کیست؟ مبارزی که افسانه شد، یا استراتژیستی که بی پروا جسورانه ترین حمله را سازماندهی کرد؟ یا بسیار پیچیده تر، مردی که از سوی هر دو جبهه به کار گرفته شد آیا او زادۀ سرکوب و پروپاگاندا بود؟ برخی او را بزرگترین شکست اسرائیل میخوانند و برخی دیگر حتی با شگفتی میپرسند آیا ممکن است او مهره مخفی اسرائیل بوده باشد؟ در این کتاب پا به تونلهای غزه میگذارید و زیر سایه بلند زندانهای اسرائیل قدم میزنید. میبینید چگونه بی وطنی تحمیلی انسانی را به فولادی شکستناپذیر بدل میکند؛ چگونه کودکی از اردوگاه به شبحی مبدل میشود که ملتی را میهراساند.
این کتاب بارها اندیشهها و باورهای شما را زیر سؤال می برد. این کتاب سرگذشت یحیی سنوار است: قهرمان ملت، دشمن دولت و شبحی که هنوز هم دست نیافتنی، شکست ناپذیر و از یاد نرفتنی است. اسطوره ای که صحنه شهادتش بارها و بارها در فضای مجازی دست به دست چرخید، در حالی که روی مبل در خانه ویران شده ای نشسته بود و با آخرین توان، چوب دستیاش را به سمت پهپاد اسرائیلی پرتاب کرد. اما این همۀ زندگی یحیی نیست. این پایان افسانهای انتهای یک زندگی قهرمانانه است که کمتر از آن گفته و شنیده شده است. این کتاب با عدم پرداخت به شهادت این اسطوره نگاهها را بیشتر به حیات او معطوف کرده است.
تا اسطوره مقاومت، یحیی سنوار را بشناسیم و چون او مقاومت و امید را در لحظه لحظه عمرمان معنا کنیم.
علاقهمندان به ادبیات پایداری، افرادی که میخواهند از تاریخ مقاومت و فلسطین مطلع شوند و افرادی که به زندگی رهبران مقاومت علاقه دارند.
نظریه آزادی او بر عدالت قرآنی و زخم تاریخی اشغال وطن استوار بود. برای بسیاری از جوانان اسلامگرای زندانی، ملاقات با او مرحلهای از پیمودن مسیرشان بود؛ اما برای یحیی این ملاقات تحول آفرین بود. سلول شیخ یاسین در زندان، پناهگاهی برای اندیشیدن بود. او سخنرانیهای غیررسمی دربارۀ فقه اسلامی، اخلاق سیاسی و شکستهای ناسیونالیستی سکولار ایراد میکرد. هدف او صرف رادیکالیزه کردن نبود، بلکه آموزش دادن بود. او به زندانیان میآموخت که مقاومت باید منضبط و اصولی باشد و در شریعت الهی ریشه داشته باشد. سنوار که از قبل فردی متدین و کنجکاو بود شیخ یاسین را مربی و آینهای از خودش یافته بود.
نظرات