کتاب کوچک گفتوگو اثر مرسده صادقی در دنیای بیرحمانه تکنولوژی و عصر آهن و سیمان که محبتها از گفتهها هم فاصله گرفته است پیرامون دو مساله سخن میگوید: چگونه گفتوگو کنیم؟ و چگونه گفتوگو نکنیم؟ این کتاب حاصل تلاش و همفکری گروهی از راهنمایان کانون گفتوگو و علاقهمندان گفتوگو در حوزه ادبیات و آموزش است که به همت و زیر نظر سرکار خانم فاطمه صدر عاملی، مترجم و محقق و بنیانگذار کانون شکل گرفته است.
هر چند پیشرفت بشر، امکانات بیحد و حصر و تصورناپذیری برای آسایش او ارائه کرده، اما آرامش در زندگی اجتماعی را که ذات انسان طالب آن است، مختل کرده است. همانطور که رفت و آمد اقوام به خانههای بزرگ یکدیگر کم شده است، از گشت و سفر در طبیعت نیز اثر چندانی برجای نمانده است، فرصت گوش سپردن و از دل سخن گفتن نیز بسیار کوتاه و اعتماد و اطمینان به یکدیگر کمتر شده است.
ما آدمها این اوضاع را در دراز مدت برنمیتابیم. گواه این مدعا تلاشهایی است که افراد مختلف با اندیشهها و افکار و احساسات متفاوت به آن دست میزنند تا لحظه هایی را در زندگی ایجاد کنند که پیوند انسانها با یکدیگر و با طبیعت دوباره برقرار شود.
از سوی دیگر با نگاهی به تاریخ تمدن در مییابیم که کلام و در پی آن گفتوگو سبب شکلگیری شخصیت فردی و تشکیل جوامع بشری بوده است. از این رو میتوان گفتوگو را ویژگی و یا تمایل ذاتی انسان دانست. رویکرد این کتاب به گفت و گو به مثابه فرایند ارتباطی موفقیتآمیز بین انسانها از هر طبقه و جایگاه اجتماعی است. افرادی که در فرایند گفتوگوی کامل و بالنده مشارکت دارند ممکن است دارای دیدگاهها، توانمندیها و سلیقههای متفاوت و گاه متضاد باشند. این کتاب مانند بسیاری از کتابهای دیگری که به مقوله گفت وگو پرداختهاند مدعی ابداع روشی جدید در ارتباطات انسانی نیست و حتی از آموزش مهارتهایی که برای گفتوگو طراحی شده حرف نمیزند. این کتاب درصدد بازآفرینی مهارتهاییست که در ذات بشر نهفته است؛ مهارتهایی که به علت کم توجهی و شرایط پیچیدۀ زندگی امروزی فراموش شده و یا در پس ذهن و روح جای گرفته است. به عبارت دیگر در این کتاب سعی شده که زمینۀ آشنایی خوانندگان با مهارتهای گفت و گو و بازآفرینی آنها فراهم شود و نیاز به این مهارتها در زندگی روزمره به مخاطب نشان داده شود.
تا در دنیای مدرن خالی از گفتوگو برگردیم به گفتوگوی سازنده تا از این طریق آسایش را قرین آرامش سازیم.
مشاوران، روانشناسان، علاقهمندان به یادگیری سخنرانی موثر، مدیران، معلمان، مربیان، واعظان و هر آنکه در حوزه بازاریابی کار میکند.
وقتی توجه خود را از هیاهو و فعالیتهای اطرافمان برمیداریم و سکوت اختیار میکنیم به خود فرصت میدهیم تا دیگران را همانطور که هستند ببینیم؛ و به همانگونه که هستند بپذیریمشان، نه آنطور که ما از آنها توقع داریم. احترام به دیگری به معنای آن است که دیگری را آن گونه که هست به رسمیت بشناسیم و حتی بتوانیم موقتاً خود را به جای او فرض کنیم و تصور کنیم، که شاید اگر در موقعیت مشابه او بودیم همان طور فکر میکردیم و دست به عمل میزدیم. احترام به دیگری فراتر از مسامحه در برابر دیگری است. احترام به دیگری یعنی انسان هویت دیگری را میپذیرد. علاوه بر این سعی میکند به زندگی از منظر او نگاه کند. ممکن است آنچه را دیگران میگویند یا فکر میکنند نپذیریم و دوست نداشته باشیم اما نمیتوانیم وجود آنها را انکار کنیم.
نظرات