کتاب پنج سِفر به قلم حسین شرفخانلو روایتی از سفر به لبنان است برای بدرقه شهیدان سید حسن نصرالله و سید هاشم صفیالدین تا بهشت.
با ظهور انقلاب اسلامی ایران پایههای قدرتهای استکبار جهانی متزلزل گردید و با عبور این انقلاب از دروازه چهل سالگی و شکلگیری بیداری اسلامی در میانه کشورهای مسلمان و آزادیخواه جهان صدای ریزش آجر به آجر کاخ پوشالی مستکبران جهان به گوش میرسد. این حماسههای جبهه مقاوت در مسیر نابودی نامردمان جهان، ادبیات خاص خود را میطلبد. این شد که ادبیات بیداری پا به عرصه وجود گذاشت تا روایتگر بیداری متاثر از انقلاب اسلامی در فراسوی مرزها باشد.
شهادت سید حسن نصرالله که خود از رویشهای انقلاب ایران بود، دلهای بسیاری را پرپر ساخت، توجهات جهانیان را برانگیخت و دستهای رژیم منحوس صهیونی را به دستان شیطان بدل کرد. حسین شرفخانلو با سفر به لبنان و لمس عظمت تشییع شهدای مقاومت از نزدیک، راوی دلهای پرپر شده، توجهات جهانیان و دستهای شیطان شده است.
داستان حسین شرفخانلو، از قبل عزیمت به لبنان آغاز میشود؛ از همان روزهایی که دیگران او را از خطر بمباران مراسم تشییع توسط اسرائیل آگاه میکنند، و تا مطالعه کتاب تهران جان در مسیر بازگشت به تهران ادامه مییابد.
تا روایت تشییع سید حسن نصرالله و دیگر شهیدان مقاومت را فراتر از تیترهای خبری ببینیم و لمس کنیم و به عظمت حزبالله لبنان برسیم.
علاقهمندان به تاریخ حزب الله لبنان، ادبیات پایداری، سرگذشت مردم جنوب لبنان و حتی دوستداران فرهنگ شیعیان لبنان.
مردم پشت جایگاه الان خوشبختترین مردم روی زمین هستند؛ چون تا سخنرانی دبیرکل تمام شود، کامیون و پیکرها آنجا خواهند ایستاد و آنها فرصت خواهند داشت یک دل سیر سید را در نزدیکترین حال ممکن زیارت کنند. بازار پرتاب کردن چفیه و کلاه و کاپشن به سمت کامیون و تبرک کردنشان توسط محافظان پیکرها و پرتِ مجددشان به سمت مردم گرم است. دلم میخواست آنجا بودم و چیزی به تبرک میفرستادم سمت تابوتها. اگر کامیون را نگین بدانیم کلاه کجهای حزب الله دور تا دور کامیون را عین حلقه در برگرفتهاند.
نظرات