کتاب نخل و نارنج به قلم وحید یامینپور روایت شور شوق شیخ اعظم، مرتضی انصاری است که همچنان به عنوان نگین درخشان علم و تقوا ستایش میشود.
شیخ مرتضی انصاری در 18 ذیحجه سال 1214 هجری قمری، مصادف با عید غدیر، در دزفول دیده به جهان گشود. در دوران کودکی قرآن و معارف اسلامی را فراگرفت. پس از خواندن ادبیات عرب و تفسیر قرآن به خواندن فقه و اصول پرداخت و در این دو رشته، در جوانی به درجه اجتهاد رسید.
مرتضی انصاری ادبیات عرب و مقدمات را نزد پدرش و دانشوران شوشتر گذراند و فقه و اصول و دوره سطح را نزد شیخ حسین انصاری آموخت. او در سال ۱۲۳۲ در بیست سالگی به همراه پدرش به کربلا و نجف سفر کرد. شیخ مرتضی چهار سال از درس سید محمد مجاهد طباطبایی و محمد شریف مازندرانی و دیگران استفاده کرد. وی هنگام محاصره کربلا توسط دولت عثمانی به کاظمین و سپس به شوشتر رفت. او پس از دو سال مجدداً به عراق رفت و در نجف سکنی گزید. در سال ۱۲۴۰ عازم مشهد شد. او در این مسافرت، از حوزههای علمیه بروجرد، اصفهان و کاشان نیز بازدید کرد و در برخی از آن حوزهها مدتی اقامت گزید. شیخ مرتضی در کاشان حدود ۴ سال نزد ملا احمد نراقی درس آموخت.
از سال ۱۲۶۲ مرجعیت عامه به محمدحسن نجفی معروف به صاحب جواهر منتقل شد. در سال ۱۲۶۶ او در لحظات آخر عمرش در جمع علمای شیعه خطاب به مرتضی انصاری گفت:
«هذا مرجعکم من بعدی: این مرجع شما بعد از من است»
شیخ مرتضی انصاری شاگردان بسیاری به جامعه شیعیان معرفی کرد؛ شاگردانی چون میرزای شیرازی، صاحب فتوای تحریم تنباکو، سید محمد هاشم خوانساری، صاحب مبانی الاصول و حسین محدث نوری، بنیانگذار عقلگرایی شیعه در فرهنگ اسلامی ایران. مرتضی انصاری را به دلیل آثار وی در زمینه علوم اصول و فقه «خاتم الفقهاء و المجتهدین»، به معنی پایاندهنده و تکمیلکننده فقاهت، لقب دادهاند.
کتاب نخل و نارنج در کنار بهرهمندی از عناصر داستانپردازی توانسته مستندی داستانی از زندگی این عالم شیعی ارائه کند.
تا ضمن آشنایی با سیره و زندگینامه شیخ انصاری، ارزشهای اخلاقی و مذهبی چون طلب علم، دانشآموزی، استقامت و پشتکار و معنویت را در دل زنده سازیم.
عموم طلاب و روحانیون، علاقهمندان به داستانهای مذهبی، زندگینامهها و سیره علما.
سید شفتی رسم داشت که در مجلس درس، گاهی با طرح پرسشهای دشوار علمی طلبه ها را بیازماید و هم مدرس را به وجد آورد و هم طلاب را محک بزند در یکی از همان روزهای معمول که شیخ مرتضی در کنجی به درس سید گوش سپرده بود، سید سؤالی به غایت دشوار طرح کرد و منتظر پاسخ شد شیخ در گوش طلبهای جوان که کنارش نشسته بود پاسخ پرسش سید را گفت و به سرعت مجلس درس را ترک کرد و راهی کاروان سرا شد. طلبه بی خبر از همه جا دست بلند کرد و پاسخ پرسش را آن گونه که شیخ گفته بود ارائه کرد سید شفتی که پاسخ طلبه را بسیار دقیق تر و عمیق تر از سطح مدرس خود ،دید متحیر شد و گفت: «این پاسخ را یا خود حضرت حجت بن الحسن (عج) به تو گفته و یا شیخ مرتضی انصاری!»
نظرات