کتاب فلسفه خرافات به قلم سید یحیی یثربی به معرفی و شناخت خرافات، علل و انگیزههای گرایش و روش مبارزه با آن میپردازد.
اگر گوش راستتان میخارد یعنی یکی دارد خوبی شما را میگوید. اگر قندتان در چای افتاد یعنی مهمان در راه است. عدد سیزده هم که نحس است و ... . حتما شما هم از این دست خرافهها را شنیدهاید یا حتی زندگی خود را بر اساس آن تنظیم نمودهاید. حقیقت آن است که خرافه بخش زیادی از زندگی، اعتقادات و حتی عادتهای ما را ششکل داده است. بیماری خرافه از اخلاق و سیاست تا اقتصاد و مذهب و فرهنگ را آلوده ساخته است. کتاب حاضر کوششی است در جهت شناخت نقطه شروع خرافات و درمانی بر این بیماری مهلک.
این نوشته تلاشی است برای نگرشی فلسفی به مساله خرافه که با تحلیل عملی و عقلانی از پیدایش و آثار آن بحث میکند. فصل اول کتاب به سوال خرافه چیست؟ اشاره میکند و نمونههایی از آن را برمیشمارد.
فصل دوم به نسبت خرافه با علم، فلسفه و دین میپردازد. یحیی یثربی معتقد است خاستگاه خرافه، جهل و نادانی است و این جهل است که به بقای آن دامن میزند. بسیاری از پیروان ادیان نیز به سبب تفریط و افراط در آموزههای نبیِ خویش زمینهساز خرافه شدهاند.
فصل سوم از مضرات خرافات در زندگی فردی و اجتماعی انسان میگوید. شیوع بیماریهای واگیردار، گسترش آفات طبیعی، رنج خودآزاری، جلوگیری از پیشرفت انسان و دادن اختیار خداگونگی به متولیان خرافه پارهای از مضرات خرافات هستند.
کتاب در هشت فصل دیگر از علل گرایش آدمی به خرافه، پایداری بر خرافه با وجود ضررهای بسیار، راههای درمان خرافه و دوری از آن و پیدایش خرافه در دین اسلام و مذهب تشیع میگوید.
تا خرافه و آسیبهای آن را بشناسیم و در مسیر درمانش گام برداریم.
پژوهشگران حوزه علوم انسانی و اجتماعی، طلاب و دانشجویان و عموم علاقهمندان به موضوع خرافه مخاطبان این نوشتار هستند.
مبارزه امام حسین (ع) که میتوانست سرمشق شیعیان باشد تا هر چه بیشتر در جهت عدل و مدیریت درست جامعه بکوشند، وسیلهای شد برای گرفتار شدن به خرافات گوناگون فکری و رفتاری. برخی از شیعیان از روی نادانی و تبعیت از احساسات عامیانه این جریان را از جهات مختلف تحریف کرده و به صورت خرافه درآوردهاند.
نظرات