کتاب شاخصهای اقتصادی در دوره پهلوی به همت حسین رضایی تهیه و تدوین شده است تا دهههای 1340 و 1350 را از دریچه افتصاد بنگرد و بر پایه پژوهشهایی مستدل وضعیت اسفبار اقتصاد پهلوی را تشریح کند.
نسل سوم و چهارم انقلاب که روزهای نداری قبل از انقلاب را تجربه نکردهاند، درد گشنگی در حلبیآبادیهای اطراف تهران را که نکشیدهاند، لذا درکی از اقتصاد ایران پیش از انقلاب ندارند. تنها به گفتههایی بیاساس در فضای مجازی اکتفا کردهاند که ما با آمریکا مبادله اقتصادی داشتیم، قیمت نفت را ما تعیین میکردیم و در همه خانههای پیش از انقلاب یخچال داشتهایم و خلاصه همهچی در ایران پیش از انقلاب آرام است و ما چقدر خوشبختیم.
اما حقیقت چیز دیگری است. کتاب شاخصهای اقتصادی در دوره پهلوی با اتکا به مقالات متعدد و کندوکاوی در روزگار مردمان ایران پیش از انقلاب 57، مخاطب را به نقطهای میرساند که درک میکند، یکی از هزاران دلیل انقلاب مردم ایران اقتصاد فشل حکومت پهلوی بوده است.
کتاب با مروری بر اقتصاد در قانون اساسی مشروطیت و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آغاز میشود و سپس به تفاوتهای ماهوی اقتصاد در دو حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی میپردازد. پس از این کتاب انگشت اتهام را به سمت حکومت پهلوی دراز میکند و با کنشها و واکنشها به انقلاب سفید و تاکید بر اصلاحات ارضی حکومت پهلوی را متهم میکند.
اکنون نوبت به نظام بانکی در حکومت پهلوی دوم میرسد. کتاب در این قسمت از مقالات محمدجعفر بگلو استفاده میکند. افزایش قیمت نفت در دهه 1350 و نقش آن در روند پیروزی انقلاب اسلامی، بررسی وامهای دریافتی و پرداختی ایران به کشورهای خارجی و توسعه صنعتی ایران در دهه 1340 پارهای از موضوعات مطروحه در کتاب هستند.
متاسفانه به دلیل نفوذی که قدرتهای خارجی در ایران داشتند، وزرای حکومت پهلوی از سوی این قدرتها انتخاب میشدهاند. ضمن آنکه نظرات استبدادی شاه عملا وزرای حکومت را به عروسک خیمه شببازی بدل کرده بود. مجموعهای از این عوامل حکومت پهلوی را به نقطه کور اقتصادی رساند. در پایان کتاب ثروت بادآورده حکومت پهلوی و سیاستهای پهلوی دوم در افول کالای ایرانی تشریح میشوند.
تا با حقیقت حکومت پهلوی آشنا شویم و بر پایه آگاهی ناقص از پهلوی حمایت نکنیم.
جوانان، دانشجویان رشته اقتصاد و اساتید دانشگاه، طرفداران حکومت پهلوی و سلطنت طلبان مخاطبان این جستار هستند.
فرد هالیدی تجربه حمایت دولت از صنایع تحت عنوان استراتژی جایگزینی واردات را تجربه کاملا ناموفق و ناکارآمدی در ایران بر میشمرد و معتقد است در بخش صنعت ایران حتی در صنایع جدید تحت حمایت دولت نیز اتلاف بسیاری وجود داشته و به سبب کمبودهای جدی در این حوزه دولت مجبور بود بسیاری از قطعات را از خارج وارد کند و از این جهت تولیدات صنعتی ایران بیشتر به صورت مونتاژ بود و ایران از این بابت تکنولوژی مستقل پیدا نکرد؛ ضمن اینکه کارایی نیز بسیار پایین و هزینه تولید صنعتی بسیار بالا بود و محصولات صنعتی تولیدی بسیار گران تر از محصولات مشابه خارجی در می آمدند.
نظرات