کتاب سیری در ادبیات غرب در جلد دوم خود مخاطب را به اواخر قرن یازدهم میلادی میبرد؛ یعنی زمانی که صورت نهایی ادبیات غرب قرون وسطی پدید آمد. استاد شهریار زرشناس بعد از این مخاطب را به قرنهای دوازدهم و سیزدهم میلادی میبرد تا دو صورت اصلی ادبیات فرانسه به نامهای «شانسون دو ژزتها» و «رمنسها» را به مخاطب عرضه کند.
ادبیات تناسب بینظیری با فرهنگ یک جامعه دارد تا جایی که ویکتور هوگو میگوید:
«برای نابودی یک فرهنگ نیازی نیست کتابها را سوزاند، کافیست کاری کنید مردم آنها را نخوانند»
پس میتوان گفت برای شناخت یک فرهنگ، برای شناخت یک تمدن، برای شناخت یک جامعه میتوان به ادبیات آنها مراجعه کرد و این دستاوردی است که استاد زرشناس به خوبی از پس آن برآمدهاست.
سیری در ادبیات غرب در جلد دوم خود با ادبیات قرون وسطی کار را آغاز میکند و مختصات عمومی غرب قرون وسطی را خاطر نشان میکند. فصل اول کتاب به سراغ ادبیات فرانسه رفته است و از سه دوره آغازین (قرون 6 و 7 میلادی)، میانی (قرن 9 تا نیمه اول قرن 11 میلادی) و دوره متاخر (قرن 11 تا 13 میلادی) سخن میگوید. ادبیات انگلیسی، آلمانی و ادبیات غرب دوران رنسانس از جمله مهمترین عناوین مطرح شده در این مجلد هستند. آنچه منعکس کننده فرهنگ غرب است در بخش دوم کتاب موج میزند؛ آنجایی که غرب مدرن به مکتب اومانیزم گره میخورد و رنسانس با ادبیات مدرن خود زمینهساز ظهور انسان مدرن میشود.
غرب را باید بشناسیم تا نرویم راه بنبستی که دیگران رفتهاند و برویم راهی را که سبب رشد جامعه غرب شده است.
پژوهشگران، دانشجویان و اساتیدی که در حوزه غربشناسی فعالیت میکنند، علاقهمندان به ادبیات غرب و روشنفکران جامعه مخاطبان خاص این اثر هستند.
از دیگر ویژگیهای برجسته آثار رابله نوعی شادی و سرخوشی برخاسته از امیدواری مختص به آغاز رنسانس است. هرچند در این دوران تردیدهایی نیز وجود داشت اما این تردید با مایههایی از امید همراه بود. کاملاً بر خلاف عالم غرب مدرن به خصوص ادبیات قرن بیستم که به شدت مأیوسانه، افسرده، عبوس و سرخورده است. تقریباً تمام آثار برجسته ادبی خلق شده در قرن بیستم با نگاهی مأیوسانه به رشته تحریر درآمدهاند؛ گویا در بن بست قرار گرفتهاند. قیاس آن سرخوشی امیدوارانه در آغاز دوران رنسانس با این سرخوردگی وحشتناک قرن بیستم جالب توجه است.
نظرات