کتاب معرفت شناسی به قلم مجتبی مصباح و عبداله محمدی نخستین قدم از سلسله دروس مبانی اندیشه اسلامی است.
به نظر شما ابزار کسب علم و دانش چیست؟ با چه امکاناتی میتوان به معرفت و شناخت رسید؟ آیا عقل کافیست؟ علوم تجربی همه سهم ما از علم این دنیاست؟ پس شهود چه؟ آیا هر کسی نمیتواند تعریفی متفاوت از واقعیتی ثابت داشته باشد؟ معرفت صادق و کاذب چگونه قابل تشخیص هستند؟ پاسخ سوالاتی از این دست را باید در کتاب معرفت شناسی پیدا کنید.
فصل اول کتاب به سراغ مفهوم شناسی معرفت میرود. معرفت را معادل با شناخت و آگاهی میداند و سپس به این سوالات پاسخ میدهد که چرا معرفتشناسی؟ آیا معرفت به دست میآید؟ ارزش و اعتبار معرفت تا کجاست؟
فصل دوم کتاب با عنوان علم حضوری آغاز میشود. علم حضوری آن است که شخص بدون هیچ واسطهای واقعیت معلوم را نزد خود مییابد. مانند علم آدمی به شادی و غم خود. پس از این کتاب به اقسام علم حضوری میپردازد و مراتب کسب علم حضوری را تشریح میکند.
فصل سوم کتاب ارزش علم حضوری را زیر ذرهبین انتقادها قرار میدهد و از میزان اتکا به آن سخن میگوید. آنچه که مسلم است این است که با توجه به بیواسطه بودن علم حضوری، امکان خطاپذیری در علم حضوری ممکن نیست. اما چند شبهه در این مورد وجود دارد که کتاب به خوبی از پس آنها برآمده است. خطا درباره خود و یا احساس درونی خود دو مورد از این شبههها هستند.
فصلهای چهارم و پنجم کتاب علم حصولی و ارزش آن را بررسی میکنند. کتاب ابتدا به تعریف مفاهیم بدیهی و نظری میپردازد. بدیهی آن است که بدون هیچ مفهوم دیگری قابل درک و فهم است. به عبارتی مفاهیم بدیهی وابسته به غیر نیستند. پس علم حصولی بدیهی نیست هر چند بر پایهای از بدیهیات استوار است. پس از این نوبت به تصور میرسد. کتاب تصور را علمی حصولی میداند و اقسام آن را بیان میکند. از حیث اعتبار نیز باید بگوییم که مجموعه معرفتها را میتوان به درختی تشبیه کرد که ریشه آن علمهای حضوری است و علمهای حصولی بر آنها استوارند.
دیگر فصلهای کتاب راههای کسب معرفت، شکگرایی و نسبیگرایی، هرمنوتیک فلسفی، معرفت دینی، نظریه تعدد قرائتها، پلورالیسم دینی و هدایت عام خداوند را تشریح میکنند.
در پایان هر فصل خلاصهای خواندنی از آن فصل ارائه شدهاست که به ذهن مخاطب نظم میدهد و او را در یادگیری مطالب یاری میدهد. به علاوه خودآزمایی و منابعی برای مطالعه بیشتر در انتهای هر فصل قرار داده شدهاند که ذهن مخاطب کنجکاو را فعال میسازند.
این کتاب به مخاطب میآموزد چگونه هر علمی را، بالاخص علوم دینی را بر مبانی معرفتشناسی خاص خودش بنا کند. این کتاب نظام اندیشههای اسلامی مخاطب را به طور زیربنایی استوار میسازد.
طلاب، دانشجویان و علاقهمندان به یادگیری علوم دینی مخاطبان این پژوهش هستند.
اکنون فرض کنید کنار آتشی ایستادهایم و دست خود را با آن گرم میکنیم. چنان که گفتیم، مفهوم آتش و گرما هر دو از مفاهیم ماهویاند. اکنون ذهن خود را متوجه این واقعیت میکنیم که این آتش است که دست ما را گرم میکند، و به عبارت دیگر، گرمای دست ما وابسته به آتش است ولی آتش به گرمای دست ما وابسته نیست؛ یعنی چنان نیست که گرمای دست ما موجب پدید آمدن آن آتش شده باشد. در این صورت، دو مفهوم «علت» و «معلول» در ذهن ما شکل میگیرد و به موجب این دو مفهوم است که آتش را علت گرمای دست خود و گرما را معلول آن آتش میدانیم. با توجه به آنچه در تعریف مفاهیم کلی و جزئی گفتیم، دو مفهوم «علت» و «معلول» نیز کلیاند؛ زیرا افزون بر آنکه به ترتیب بر آتش و گرمای مزبور صدق میکنند، میتوانند بر بسیاری از امور دیگر نیز منطبق شوند.
نظرات