تا به حال شده در بحث با کسی بشنوید که میگوید: «این کار ممکن است برای تو بد باشد، اما برای من خوب است!»؟ امروزه خیلیها معتقدند که اخلاق یک چیز نسبی و قراردادی است. اما آیا واقعاً دزدی و خیانت فقط یک قرارداد اجتماعی است یا ریشهای واقعی در جهان دارد؟
کتاب «فلسفه اخلاق» (جلد چهارم مبانی اندیشه اسلامی)، دقیقاً برای پاسخ به همین سردرگمیها نوشته شده است. این کتاب یکبار برای همیشه تکلیف ما را با واژههای «ارزش» و «باید و نباید» روشن میکند. نویسنده با استدلالهای عقلی ثابت میکند که:
«ارزش» فقط چیزی نیست که ما «دوست داریم»؛ بلکه چیزی است که «شایستهی خواستن» است.
«باید و نباید» دستورِ خشک و خالی نیست؛ بلکه مثل قانونِ علت و معلول، رابطهی واقعی بین کارها و نتیجهی آنهاست.
اگر میخواهید بدانید چرا اسلام معتقد است اخلاق ثابت است و سلیقهای نیست، و اگر دوست دارید نقد مکاتب مختلف اخلاقی (واقعگرا و غیرواقعگرا) را بخوانید، این کتاب ذهن شما را منظم و استدلالهایتان را قوی میکند.
نظرات