کتاب روایت الهی خوانش قرآنی نبرد با آمریکا و اسرائیل از سخنان حجتالاسلام محمدرضا عابدینی وام گرفته شده است. این اثر روایت نبرد جبهه حق و باطل است، آن هم از منظر قرآن تا پاسخ شایستهای به سوالهای زیر ارائه کند:
در رخ داد هر واقعه سه زاویه دید متفاوت و بعضا متضاد وجود دارد که هر یک میتواند ذهنیت مخاطب را به سمت خود بکشاند و فضای سیاسی، فرهنگی و حتی عمومی جامعه و جهان را با خود همراه سازد. جنگ دوازده روزه ایران با آمریکا و اسرائیل نیز رخدادی بود که جهان را تغییر داد و دولتهای جهان را با یک سوال مواجه کرد:
«آیا آمریکا ابر قدرت است؟»
اینجاست که روایت ما از پیروزی یا شکست، پاسخ این سوال را مشخص میکند. کتاب حاضر سه نوع روایت را تعریف میکند: روایت زمینی که مبتنی بر آمار و ارقام است، روایت شیطانی که هنرش وارونه کردن حقیقت است و روایت الهی که سرمایهای چون «وحدت ملی بیسابقه» پس از جنگ را دستمایه خویش قرار داده است و در صورت اصابت هزاران موشک به وطن، پیروزی را از آن خود میداند. کتاب حاضر مبانی روایت الهی جنگ با جبهه باطل را موشکافی میکند.
در بخش اول کتاب با عنوان تبیین روایت الهی، به چیستی و ماهیت این روایت به مثابه هنر تعبیر حوادث از منظر الهی میپردازیم. لازمه فهم کلام الهی آموختن هنر تعبیر حوادث است. این هنر تعبیر حوادث همان حقیقت روایت الهی است. در این بخش خواهیم دید که چگونه این زاویه دید، معیارهای رایج و مادی پیروزی و شکست را دگرگون می سازد. سپس این معیار نویاب و الهی را در جنگهای صدر اسلام به عنوان نمونههای عینی و مصداقی، تطبیق میدهیم تا روش پیادهسازی این معیار را در شرایط پیچیده امروز فراگیریم.
همچنین در فصلی مجزا به این حقیقت میپردازیم که «جنگ»، خود فرصتی برای شکوفایی است. براساس فلسفه سنتهای «ابتلاء» و «محوضت» گریزی از شرایط بحرانی و جنگ نیست؛ جنگی که بستری برای اصلاح فرهنگ تربیت نسل و بروز استعدادهای نهفته فرد و جامعه است.
در نهایت اصول بنیادین قرآن کریم برای روایتگری صحیح از حوادث را می آموزیم؛ زیرا پس از آنکه کلام الهی را در دل حوادث دریافت و فهم کردیم برای انتقال این حقیقت به دیگران و جاری ساختن آن در فرهنگ عمومی نیازمندیم تا از اصول رسانهای قرآن به عنوان عالیترین الگوی ارائه روایت الهی بهره بگیریم.
پس از شناخت مبانی نظری و آموختن شیوه صحیح روایت گری، نوبت به مرحله خطیر محقق کردن آن در جامعه میرسد. روایت الهی هرگز در حصار بحث های علمی محصور نمی ماند بلکه حقیقتی است امتداد یافته از اوج عقلانیت الهی تا صحنه عمل و کنشهای اجتماعی.
بنابراین در بخش دوم کتاب با عنوان اقامه روایت الهی به چگونگی برپایی و تحقق عینی این روایت در جامعه می پردازیم. اقامه این روایت نیازمند سلاح راهبردی و ساختار تشکیلاتی است. از این رو در فصول ابتدایی این بخش، ابتدا به سراغ نرم افزار و سلاح راهبردی اسلام می رویم. خواهیم دید که شناخت فطرت و دو بال پرواز آن یعنی «حب و بغض»، چگونه مفهوم وحدت و انسجام را به یک سلاح راهبردی تبدیل می سازد. در این راستا، بررسی میشود که چگونه بغض مشترک نسبت به دشمن سریعترین مسیر برای ایجاد وحدت است. منشور «زیارت عاشورا» به عنوان نقشه راهی دقیق برای دشمن شناسی لایه به لایه و آرایش جبهه حق معرفی می شود. پس از تبیین این راهبردها در پایان این بخش به «سخت افزار» و ساختار اجرایی می رسیم و با الگوی قرآنی ربیون آشنا می شویم. در اینجا در می یابیم که چگونه از طریق این نیروی ساختار یافته میتوان حرکتهای عمومی و جریانساز را رقم زد. این بخش از نقش سازنده بانوان در پیشبرد روایت الهی نیز سخن میگوید.
تا روایت پیروزی خود را روایت کنیم، قبل از آنکه دشمن پیروزی ما را به نام شکست تحویل دنیا دهد.
عموم مردم ایران زمین و همه فعالان اجتماعی و فعالان رسانهای مخاطبان این نوشتار هستند.
نگاه الهی توضیح میدهد که چگونه شکستها یا جنایات دشمن میتواند به جای تضعیف به تقویت کیفی و گسترش کمی جبهه مقاومت بینجامد؛ پدیدهای که با معیارهای صرفاً زمینی و مادی قابل درک و سنجش نیست. این نمونه اعلای تحلیل زمینی آمیخته با روایت الهی است.
نظرات