کتاب دیدار در پاریس به قلم پدرام الوندی مجموعه خاطرات دکتر حسن حبیبی و خانم شفیقه رهیده است. دکتر حسن حبیبی و همسرشان، شفیقه رهیده، مدت زمانی را در پاریس همنشین و مصاحب امام موسی صدر، دکتر شریعتی و شهید چمران بودهاند و کتاب دیدار در پاریس این خاطرات را مرور میکند.
حسن حبیبی از چهرههای برجسته حقوقی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران بود. او تحصیلات خود را در رشتههای حقوق و ادبیات ادامه داد و همزمان آموزشهای حوزوی را نیز فراگرفت، سپس با بورسیه به دانشگاه سوربن پاریس رفت و در رشتههای حقوق و جامعهشناسی تحصیل کرد. حبیبی در دوران دانشجویی علاوه بر فعالیتهای علمی، در عرصه سیاسی نیز فعال بود و با جبهه ملی و نهضت آزادی همکاری داشت.
با حضور امام خمینی در پاریس، حبیبی به حلقه یاران ایشان پیوست و مسئولیتهایی از جمله تنظیم پیشنویس قانون اساسی را بر عهده گرفت. پس از انقلاب، او در مسئولیتهای مهمی همچون عضویت در شورای انقلاب، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، وزارت دادگستری، عضویت در شورای انقلاب فرهنگی و معاون اولی رئیسجمهور فعالیت کرد. همچنین سالها عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. او سرانجام در سال ۱۳۹۱ درگذشت و در حرم امام خمینی به خاک سپرده شد.
حبیبی در زمان حضورش در فرانسه از مصاحبت با امام موسی صدر، شهید چمران و دکتر شریعتی بهرهمند شد و توانست خاطرات نابی از این همنشینی ذخیره سازد. کتاب حاضر در جریان مبارزات سیاسی و انقلابی دکتر و همسرشان از این مصاحبت سخن میگوید.
بخش اول کتاب به گفتوگو با دکتر حبیبی اختصاص دارد و با سوالات زیر آغاز میشود:
بخش دوم کتاب به گفتوگو با همسر دکتر میپردازد و بخش پایانی کتاب قسمتی از سخنرانی دکتر حسن حبیبی در تاریخ 6 مرداد 1376 است. این سخنرانی به مناسبت اعطای دکترای افتخاری دانشگاه تهران به ایشان، انجام شده است و یک زندگینامه خودنوشت، علمی-دانشگاهی قابل توجه از دکتر حسن حبیبی به شمار میآید.
تا تاریخ شفاهی انقلاب و جبهه پایداری را مرور کنیم. آن وقت است که برای حفظ دستاوردهای انقلاب تلاشی راستین را رقم خواهیم زد.
علاقهمندان به تاریخ معاصر ایران، دوستداران خاطرات و تاریخ شفاهی و پژوهشگران و دانشجویان علوم انسانی مخاطبان این نوشتار هستند.
شبی که باید به سوی ایران حرکت میکردیم فرا رسید. هر کس برای خود حالی داشت و عالمی. بعضیها میگفتند و میخندیدند. برخی سکوت کرده بودند و بعضی با خبرنگاران آخرین سر و کلهها را میزدند. نوفل لوشاتو یک پارچه شور و جنب و جوش بود. تمام خیابان اقامتگاه امام در نور پروژکتورها مثل روز روشن شده بود.
بسیاری از اهالی محل در خیابان بودند، گویا یکی دو سه تا از همسایهها هم برای خداحافظی خدمت امام رسیدند. پلیس نیز تا دندان مسلح بود و مراقب اوضاع. اصولاً از زمانی که شاه از ایران خارج شده بود فرانسه اقدامات امنیتی نسبتاً شدیدی را معمول داشته بود، ولی آن شب وضع به نحو دیگری بود نه تنها محل زیر کلید و نگین آنها بود بلکه در تمام مسیر از نوفل لوشاتو تا فرودگاه نیز که بسیار هم طولانی بود زیر نظر پلیس بود.
نظرات