کتاب سجاد مجموعه داستانکهایی از زندگی علی بن حسین؛ امام سجاد (ع) است که با اتکا به منابع متعدد مخاطب را به دریای معارف زینالعابدین (ع) میرساند و گوشهای از عظمت این امام همام را آشکار میسازد.
امام معصومی است که نه تنها قولش و عملش بلکه سکوت و سکونش نیز حجت است. امام سبک زندگی، خط مشی سیاسی و عبادی و جهانبینی مأموم را مشخص میسازد. کتاب سجاد در قالب داستانکهایی مستند فانوس دانایی را روشن میسازد تا شخصیت چهارمین امام شیعیان را تبیین کند. از این رهگذر مخاطب پا جای پای امام خویش میگذارد. این اثر از همدلی عمیق با فقرا و نیازمندان میگوید، تا صبر شگفتانگیز در برابر رنجها، از واقعه کربلا میگوید تا نیایشهای سجادیه. این مجموعه درسهایی برای هر لحظه زندگی ما ارائه میکند تا خود را مهمان حکمت و نور حضرت سازیم.
این داستانکها برشهای مختلفی از زندگی حضرت را پوشش میدهد. داستانهای آغازین کتاب به دنیای پیش از تولد امام سجاد (ع) اختصاص دارد. فصل دوم کتاب به روزگار جوانی ایشان تا روزگار هجرت با کاروان کربلا اختصاص دارد. دو فصل پایانی کتاب نیز به روایت کربلا و رسالت حضرت در تبیین واقعه کربلا اختصاص دارد.
تا برسیم به جایگاه امام و پیرو راستین او باشیم.
علاقهمندان به داستانهای مذهبی، سیره امامان و تاریخ صدر اسلام مخاطبان این نوشتار هستند.
عبد الله بن عتبه دوزانو و سربه زیر مقابل مولایش؛ حسین بن علی؛ نشسته بود که در اتاق گشوده شد و علی بن حسین پا درون خانه گذاشت. فرزند حسین، با تبسمی شیرین بر لب، سوی پدر رفت. حسین آغوش گشود و پیشانی پسرش را بوسید. عبدالله نیم نگاهی به چهره علی بن حسین انداخت. تمام سؤالاتش را از یاد برد و به جای همۀ پرسشها پرسید: «یابن رسول الله، پناه برخدا، اگر دست ما به شما نرسد به چه کسی مراجعه کنیم؟» حسین به روی عبدالله لبخند زد. به پسرش نگاه کرد و فرمود: «همین فرزندم جانشین من خواهد بود. او پدر امامان بعد از خود است.»
نظرات