فصلنامه علوم اجتماعی خردورزی در شماره دهم خود به سراغ چهره پنهان پشت نسل زد رفته است و آنها را در تقابل با سیاست، جهان شبکهای و وطنپرستی قرار داده است. این اثر با مقالهای تحت عنوان «آگاهی در محاصره» به دنبال پاسخگویی به این سوال است که «فرزند وطن، چگونه در میانه معنا و آشوب قربانی میشود؟»
خردورزی مجلهای اندیشه محور، آزاد، مستقل و با هویت اسلامی است که تأملی دارد بر تطبیق مبانی علوم انسانی و اسلامی بر مسائل و انگارههای شناختی انسان در جامعه مدرن. این مجله وضعیت کنونی تکثر آرای روشنفکران و تشتت آرای فلاسفه غرب را فرصتی مغتنم جهت ایجاد فضای گفتمانی اندیشمندان دینی و غیر دینی میداند. خردورزی در تلاش است که با توجه به انگارههای ذهنی اقشار نخبگانی در موضوعات مختلفِ حوزه دین و اندیشه، از خاستگاه اندیشمندان اسلامی فضایی فکری و گفتمانی را ایجاد کند.
سرمقاله شماره دهم فصلنامه خردورزی از آشوب فضای مجازی و رسانه در عصر دیجیتال میگوید و فرزند وطن را در میانه دو توهم قرار میدهد. نسل پدران در دوران پیش از انقلاب کودکی و نوجوانی را در شرایط دشوار، شامل کار اجباری در مزارع و محرومیت از تحصیل سپری کردند. اما امروز نسل زد در شرایطی زندگی میکند که نسل پدران حتی در رؤیاهایشان تصور نمیکردند: دسترسی همگانی به تحصیلات عالی، گسترش زیرساختهای ورزشی و فرهنگی، فضای اجتماعی متنوع و جسارت نقد و برنامهریزی برای آینده. اما لایهای از مدیران میانی، با ناکارآمدی، عدم تطابق با تحولات، ذهنیتهای منجمد و منافع شخصی فرآیند بهرهبرداری از ظرفیتهای ایجاد شده را مختل کردند. این ناکارآمدیها در گرانیهای افسارگسیخته و فشارهای معیشتی، شکاف میان وعدههای نظام آموزشی و واقعیت بازار کار نمود پیدا کرد. این سرآغاز شماره دهم است. این شماره از مجله خردورزی از پنج پرونده تشکیل شده است:
این پرونده یک سوال مطرح میکند: چگونه میتوان در دنیایی که مرزها محو شدهاند، همچنان معنا ساخت؟
مجله برای پاسخگویی به این سوال با مروری بر چگونگی ساخت خود در پلتفرمهای دیجیتال و رمزگشایی از هویت سیال در جهان شبکهای نسل هزار چهره را همان نسل زد معرفی میکند.
سوال این پرونده این است: آیا خانواده ایرانی در حال مرگ است یا در حال تولدی نو؟
در راستای پاسخگویی به این سوال طلاق عاطفی، موج سالمندی، رابطه حاکمیت با نسل زد، عدم تفاهم زبانی والدین و فرزندان و بررسی علمی تاثیر پیامرسانها بر کیفیت روابط بررسی میشوند.
به سوال «آیا نسل جدید در حال ساختن دینی جدید است، یا دین در حال تغییر شکل است؟» میپردازد.
خلاصه کلام اینکه شماره دهم مجله خردورزی بیش از هر چیزی نسل زد را زیر ذرهبین قرار داده است.
تا نسل زد را بیشتر بشناسیم و او را در اجتماع، دنیای سیاست و از همه مهمتر در خانواده بپذیریم. به علاوه این جستار ضمن معرفی انحرافات این نسل زنگ خطر را به صدا درمیآورد و راه تغییر را نشان میدهد.
علاقهمندان به علوم سیاسی و اجتماعی، بالاخص دانشجویان این رشتهها، فعالان سیاسی و اجتماعی و والدین فرهیختهای که میخواهند تربیت نسل متفاوت را بهتر انجام دهند.
در کشوری مانند امارات توسعه اقتصادی خوب است و درآمدها عالی است و شهروندان فقط کار میکنند؛ اما توسعه سیاسی در حد صفر است؛ توسعه فرهنگی هم حداقلی است. از خیلی از خانمهای ایرانی میپرسم: «آیا حاضرید به عربستان امارات و قطر بروید و به عنوان شهروند (نه مهمان) در این کشورها زندگی کنید؟ در اینترنت جستجو کنید و ببینید زنی که به عنوان شهروند در این کشورها زندگی میکند از چه حقوق و مزایایی برخوردار است. آیا دختر تهرانی به عنوان نمادی از زنی که می تواند تحصیل کند، ورزش کند و از تمام مزایای جهان مدرن بهره ببرد میتواند در این کشورها زندگی کند؟ زن ایرانی از همه مزایای مدرن برخوردار است شغل دارد، حق رانندگی دارد مالکیت دارد و می تواند در مناصب سیاسی و اقتصادی نقش آفرینی کند. در عین حال از حقوق و مزایای سنتی مانند مهریه و نفقه نیز برخوردار است. حال اگر بخواهد شهروند عربستان شود، زندگیای با رفاه نسبی خواهد داشت، اما همسرش می تواند چهار زن داشته باشد. پاسخ اکثریت زنان ایرانی به این پیشنهاد منفی است. بر اساس معیارهای توسعه یافتگی توسعه باید متوازن باشد؛ یعنی در کنار توسعه اقتصادی، توسعه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ضروری است تا بتوانیم بگوییم چنین کشوری در نظم لیبرال جهانی حضور دارد.
نظرات