کتاب بحثی کوتاه درباره حکومت اسلامی و ولایت فقیه حاصل بازگردانی سخنان آیتالله محمدتقی مصباح یزدی است که در موسسه «در راه حق» ایراد فرمودهاند.
در گیرودار پیروزی انقلاب اسلامی سوالی اساسی در اذهان عموم مردم ایران و جهان در رفت و آمد بود.
برای فردای انقلاب چه طرحی داریم؟ با نابودی حکومت طاغوت چه حکومتی مستقر خواهد شد؟ ما که همه حکومتهای دیگر جهان را رد کردهایم در عرصه سیاست چه طرحی نو میتوانیم دراندازیم؟
پاسخ امام روشن بود: «حکومت اسلامی». اما حکومت اسلامی چیست و ویژگیهای آن کدام است و انقلابیون اسلامی ایران، دقیقا چه هدفی را دنبال میکنند و چه الگویی را برای حکومت آینده در نظر دارند؟
حتما میگویید: «حکومتی بر اساس قرآن، نظیر حکومت پیامبر اکرم (ص) و امیرمومنان (ع)» اما این پاسخ باز هم کامل نیست.
امام خمینی (ره) در دوران تبعیید خود در نجف اشرف، در درس فقهشان به تبیین حکومت اسلامی و کیفیت اجرا کردن آن پرداختند. بعدها اندیشمندان دیگری چون آیتالله مصباح این موضوع را پی گرفتند و چندوچون حکومت اسلامی را تبیین نمودند. کتاب حاضر حاصل سخنرانیهای آیتالله مصباح است که به خوبی به سوالات فوق پاسخ میدهد.
بخش اول کتاب به ضرورت بحث از حکومت اسلامی میپردازد. این بخش نشان میدهد که ویژگی اصلی این نظام، اسلامی بودن آن است و این ویژگی زمانی تحقق مییابد که قانونگذاری و اجرا و نیز مسئله قضا بر اساس اصول و ارزشهای اسلامی باشد. برای ادامه این اسلامی بودن مردم باید به اصول و ارزشهای اسلامی حساسیت داشته باشند تا بتوانند از بروز هر انحرافی جلوگیری کنند و این در صورتی ممکن است که شناخت مردم از اسلام صحیح و عمیق و دور از انحراف باشد تا هم از القای شبهه ها متزلزل نشوند و هم پاسخگوی شبهه ها باشند. از این رو، طرح مسئله حکومت اسلامی ضروری است تا دیدگاهی روشن برای مردم پدید آورد بدون بالا رفتن سطح فرهنگ اسلامی مردم و حساسیت آنان روی اصول ،اسلام ضمانتی برای حفظ و تداوم اسلامی» بودن» نظام نخواهد بود.
بخش دوم کتاب نشان میدهد قانون برای بشر در زندگی اجتماعی ضروری است. قانون جامعه باید الهی باشد، چون انسان ابعاد مختلفی دارد و تنها در بُعد مادی و فردی محصور نیست؛ پس قانونی هم که برای اداره امور اوست، باید فراگیر و جامع باشد و این قانون باید از سوی کسی وضع شود که به همۀ ابعاد وجودی انسان آگاه باشد. مکتب اسلام همه جانبه است و توان تدبیر و اداره امور جامعه را دارد. دین اسلام، مخصوص مساجد، مربوط به امور فردی نیست. محتوای ادیان الهی، شامل دستورهایی برای زندگی اجتماعی بشر است و این دستورها ضامن «عدالت اجتماعی» است.
کتاب در هفت بخش دیگر درباره موضعات زیر بحث میکند: صفات قانونگذار، راههای کشف قانون خدا، تزاحم دو حکم و اهمیت ملاک، ضرورت مجلس و مرجع قانونگذاری در نظام اسلامی، دستگاه حکومت در نظام اسلامی با قوههای مجریه و قضائیه، اختیارات، شرایط و وظایف حاکم اسلامی و ولایت فقیه و حکومت در عصر غیبت.
تا برسیم به چرایی ولایت فقیه و حکومت اسلامی. تا بپذیریم در عصر غیبت ولایت فقیه بهترین ضامن اجرایی حکومت اسلامی است. تا از نقش خود در برپایی حکومت اسلامی مطلع شویم. تا شبهات مطرح شده پیرامون ولایت فقیه را پاسخ گوییم.
طلاب و روحانیون، دانشجویان، پژوهشگران عرصه حکومت اسلامی، سیاستمداران و عموم افرادی که میخواهند از چندوچون حکومت اسلامی مطلع شوند.
بد نیست اشاره کنم که در زمان طاغوت، حضرت امام خمینی فتوا دادند که رعایت بعضی از مقررات حکومت طاغوت واجب است؛ هر چند که قانونگذاران آن رژیم فاسد بودند و حاکم آن شخصی طاغوتی و دست نشانده بیگانگان بود؛ اما اطاعت از قوانین وابسته به نظام جامعه واجب بود. مثل دستورهای پلیس راهنمایی و اموری از این قبیل. این همان فرمایش امیرالمؤمنین است : «لا بُدَّ لِلنَّاسِ مِن آمیرِ بَرٍ أَوْ فاجِرٍ.»
پس میبینیم که ضرورت وجود حکومت، آن قدر شدید است که اگر حکومت صالحی هم نباشد برای حفظ نظام جامعه و جلوگیری از هرج و مرج میتوان حکومت فاسد را هم پذیرفت. البته باید حکومت فاسد را سرنگون کرد و حکومت صالحی جای آن نشاند؛ ولی اگر امر بین حکومت فاجر و بیحکومتی و هرج و مرج دَوَران داشت، در اینجا حکومت شخص فاجر ارجح از بی حکومتی است. درباره لزوم حکومت بیانی از این رساتر و روشنتر نمیتوان یافت.
نظرات