کتاب جنگاوران خونیرث به قلم ماهمنیر داستانپور در جلد دوم خود از بازگشت ریگال و دارودستهاش سخن میگوید. توطئههای جدید ریگال، جنگاوران خونیرث را از پایگاه مخفیشان به میدان پیکار میکشاند.
ریگال که نتوانسته بود به خونیرث نفوذ کند، همانند گرگی زخمی و خشمگین دسیسههای جدیدی طراحی کرد. او دیگر ریگال دست بسته سابق نیست. میداند جنگاوران خونیرث چون باز شکاری هوشیار هستند و هر حرکتی را زیر نگاه تیزبین خویش دارند. داستان جلد دوم جنگاوران خونیرث از موتور سواری مشکوک آغاز میشود. آسو که دیگر برای خودش فرمانده جنگ سایبری شده است، با بهرهگیری از هوش مصنوعی توانسته شاباز را طراحی کند. شاباز قبلا فقط یک پهپاد پیشرفته بود. اما الان دیگه مثل یک جنگاور فکر میکنه و میتونه خودش تصمیم بگیره. شاید موتورسوار مشکوک میخواهد به جان دانشمند سوءقصد کند. بالاخره او توانسته پروژه خورشید سرد را کلید بزند. این پروژه برای خونیرث حکم گنج را دارد.
موتور سوار بمب مغناطیسی را به بدنه ماشین میچسباند و حالا باید برای خنثیسازی بمب و نجات دانشمند کاری کرد. تیلاو دست به کار میشه و تنها 20 ثانیه فرصت دارد. تیلاو کاری میکند که دانشمند و همسرش از ماشین بیرون بپرند و ...
اما کار اینجا تمام نمیشود. ژیران میخواهد موتورسوار مرموز را زنده بگیرد و از دستهای پشت پرده این قاتل مرموز سردرآورد. آیا او میتواند از اسرار ماجرا سر در آورد؟
تا صحنههای اکشن از مبارزات آتشین را تجربه کنیم، روحیه مقاومت و ایستادگی در برابر دشمنان را زنده سازیم و پرنده خیال را با تصاویر جذاب کتاب به پرواز درآوریم. در ضمن این مجموعه میتواند سطح بالاتری از هیجانِ معمول را به مخاطب منتقل کند.
اگر چه این مجموعه کمیک از دل آتش و دود و مبارزه، شجاعت را برای پسران نوجوان به ارمغان میآورد ولی خواندن آن برای دختران نوجوان نیز خالی از لطف نیست.
اما چارهای نیست. دیوار دفاعی رو فعال کن. از هیرسا به همه نیروها. شاباز از عملیات خارج شد. حواستون رو جمع کنین.
نظرات