کتاب تندیس شکیبایی به تالیف مرحوم آیتالله محمدکاظم قزوینی است که از بانوی دوم جهان اسلام، فخر زمان، اسطوره صبر و شکیبایی حضرت زینب کبرا(سلاماللهعلیها) سخن میگوید. این کتاب ارزشمند را چاپ و نشر بینالملل چاپ و به بازار کتاب عرضه نموده است.
زینب کبرا دومین بانوی ارجمند خاندان محمدی است که وجودش آکنده از فضایل و مکارم اخلاقی است.
عظمت بزرگواری پاکی و معنویت در او موج می زند و شکیبایی توانایی شایستگی و اسباب کمال و پیشرفت یکسره در وجود او گرد آمده است. از این روست که هر برگ از صفحات زندگی نورانی اش شایسته تحقیق و بررسی است.
بازخوانی پرونده حیات آن بانوی والاتبار از برترین عبادتها و از بهترین راه های تقرب جستن به خداوند است؛ چرا که این کار مصداق آگاهی یافتن از زندگانی اولیای بزرگ الهی است که خود، نخستین گام برای پیروی از آنان به شمار می آید.
اندیشه در فرازهای تاریخی که از زندگانی این بانوی گرامی به دست ما رسیده، برای هر کسی در مراحل مختلف زندگی، بسی سودمند و راهگشاست.
از منظری دیگر، تألیف و تحقیق درباره حیات درخشان او تصویری روشن را از بهترین اسوه ترسیم میکند؛ اسوه ای که تنها ویژه بانوان با ایمان نیست؛ بلکه برای همه زنانی به کار می آید که در جست وجوی راه سعادت و باریافتن به بهشتی هستند که گستره اش به فراخنای همه زمین و آسمان هاست.
کتاب تندیس شکیبایی از ولادت حضرت زینب(علیها السلام) آغاز ماجرا میکند و زندگی ایشان را در دوران نبی اکرم(صلواتاللهعلیها) و مادر گرامیشان و در ادامه دوران حکومت امیرالمومنین(علیهالسلام) و امام حسن(علیهالسلام) بازگو میکند. شرح ازدواج و فرزندان ایشان نیز در ادامه به بحث گذارده میشود. از میانههای کتاب ماجرای کربلا و نقش زینب کبری(علیها السلام) در این واقعه به جزء شرح داده میشود.
به همه آنان که خواهان فهم و شناخت زندگی بزرگ بانوی دوعالم هستند و میخواهند تاریخ کربلا را از نگاه حضرت زینب(علیها السلام) ببینند پیشنهاد میکنیم.
بخشی از خطبه حضرت در کاخ یزید ملعون:
به جان خودم سوگند فردای قیامت که با خشم خدا روبه رو شوی و پیامبر خدا در صحنه رستاخیز به دشمنی با تو برخیزد، اگر بزرگانت را ببینی و آنان نیز تو را ببینند چراکه در عذاب خویش فرو رفتهاند و مجالی برای دیدن تو ندارند، آرزو میکنی که ای کاش دستانت خشک و زبانت لال شده بود و هرگز آنچه گفتی نگفته و آنچه انجام دادی نکرده بودی.
بار خدایا حق ما را از دشمنانمان بگیر از آنان که بر ما ستم روا داشتند انتقام گیر و آتش خشمت را بر کسانی فروفرست که خون ما و حامیانمان را بر زمین ریختند و پرده حرمت ما را دریدند.
ای یزید، آنچه میخواستی انجام دادی و در واقع، پوست خویش را شکافتی و گوشت خود را پاره کردی به زودی در عرصه رستاخیز، بر رسول خدا وارد میشوی در حالی که باری گران از ریختن خون فرزندان و هتک حرمت خاندانش بر دوش توست.
آری؛ آن روز روزی است که خداوند سبحان جمع پراکنده آنان را گرد هم میآورد، از آنان که بر ایشان ستم روا داشتهاند، انتقام میگیرد و حق آنان را از دشمنان باز میستاند پس هش دار که از کشتن آنان خرسند و آنان که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند؛ بلکه شادمان نشوی گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدهاند، مردهاند، بلکه زنده اند و نزد پروردگار خویش روزی داده میشوند و از آنچه خدا بدانها عنایت کرده، خرسند و شادمان اند.»
ای یزید تو را بسنده است اینکه خداوند داور پیامبرش دشمن تو و جبرئیل حمایتگر او باشد.
نظرات