کتاب آنها از کبوترها میترسند به قلم مهدی میرکیایی و تصویرگری زهرا جعفری جلد هشتم مجموعه روزی روزگاری ایران را تشکیل میدهد. این مجموعه داستان رشادتهای قهرمانان بزرگ ایران زمین در برابر استعمارگران را روایت میکند.
سال 1285 خورشیدی بود که مردم ایران نهضت مشروطیت را آغاز کردند تا بتوانند مجلس شورای ملی را تاسیس کنند. مجلس باید برای کشور قانون وضع میکرد تا پادشاهان قاجار به میل خویش حکومت نکنند. روسیه تزاری با این کار مخالف بود. یک سال بعد روسیه و انگلستان ایران را بین خود تقسیم کردند. روسیه شمال ایران را از آن خود کرده بود و انگلستان بر جنوب ایران چنبره زده بود. روسیه و انگلیس در قلمرو خود دست به هر جنایتی میزدند و کسی جلودار آنها نبود. در سال 1291 خورشیدی روسیه برای اینکه از مردم زهر چشم بگیرد به حرم امام رضا (ع) حمله میکند و مردم را به خاک و خون میکشد. کتاب «آنها از کبوترها میترسند» داستان ایستادگی مردم ایران در برابر این زیادهخواهان است.
ایران، سرزمین دلیران است. مطالعه این کتاب ما را با زندگی این غیور مردان آشنا میکند و اوج فرهنگ و تمدن ایران باستان را نیز به رخ میکشد.
نوجوانان زیر 16 سال، مربیان و معلمان و والدینی که میخواهند قصههای کهن ایرانی را، قصه شب فرزندانشان سازند مخاطبان این داستان هستند.
باید پای پیاده خودش را به دروازه میرعلی آمویه میرساند. باید از کوچهای به کوچهای دیگر میدوید و با سرعت از عرض خیابانها میگذشت. از محله «سرشور» که خانهشان در آنجا بود به محلۀ پایین خیابان و از آنجا به محله نوغان و دروازه میرعلی آمویه. سوارهای روس در دستههای سه نفری در خیابانها گشت میزدند. اگر از دور کسی را میدیدند به سرعت به سوی او می تاختند. نزدیکش که میرسیدند دورهاش میکردند و با ضربههای شلاق به طرف پادگانشان میبردند و اگر فرار میکرد شلیک میکردند. قبل از این که از هر کوچهای به کوچۀ دیگر بپیچد یا از کوچه به درون خیابان بدود گوشش را تیز می کرد تا شاید صدای سم اسبهای روسها را بشنود.
نظرات