میفرماید: «شانهات را دیرآوردی سرم را باد برد». اینجاست که بارقههای شور شعر در آدمی دمیدن آغاز میکند و پرنده خیال میرسد به مطلع غزلهایی خیالانگیز. چه خوش بخت و اقبال است مخاطبی که گرمای صدا و عاشقانههای حامد عسکری را، که به گرمای بم و استواری ارگش است، میشنود، میفهمد و به عمق جان مینشاند. خوشبخت است چنین مخاطبی؛ چرا که این آتش، همان آتش عشق است و در وجودش به مقام «خالدین فیها ابدا» میرسد. خلاصه شاعرانگی حامد عسکری سرآغازیست بر عاشقانههایی به رنگ پاییز.
از حامد عسکری شاعر که فاصله بگیریم باید برسیم به حامد عسکری مجری، ترانهسرا و نویسنده. او مجریگری برنامههای «جاذبه»، «نَقل و نُقل» و «ساعت ملاقات» را در کارنامه دارد و در حوزه روزنامهنگاری، برگزاری کارگاههای شعر و داستان و داوری جشنوارههای ادبی و رسانهای نیز فعالیت داشته و با رسانههایی همچون جامجم، مهر، فارس و همشهری همکاری کرده است. از آثار برجسته او میتوان به «حال و هوایی از ترنج و بلوچ»، «خانمی که شما باشید»، «سرمهای»، «پریشب»، «پریدخت؛ مراسلات پاریس طهران»، «گدار»، «خال سیاه عربی»، «قرار با خورشید» و «خاکستر گنجشکها» اشاره کرد. او توانست با کتاب «خاکستر گنجشکها» رتبه دوم بخش داستان کوتاه جایزه جهانی ادبیات فلسطین را به دست بیاورد.
این شاعر جوان از نوجوانی به شعر علاقهمند بود و پس از تحصیل در حوزه علمیه، در رشته حقوق قضایی در دانشگاه تحصیل کرد؛ زلزله بم نیز نقطه عطفی در زندگی او بود و پس از آن به تهران مهاجرت کرد و فعالیت جدی خود را در محافل ادبی ادامه داد.