در کودکی از معلم خود پرسید: «چگونه وجود خدا را اثبات کنیم؟» و معلم در پاسخ گفت: «قرآن بارها از وجود خدا سخن گفته است. پس خدا وجود دارد.» محمدباقر گفت: «در اثبات وجود خدا که نمیتوان از کتاب خدا استفاده کرد. ابتدا باید خدا را اثبات کنیم تا کتابی از او صادر شود.»
از این دانشمند کوچک است که در بزرگسالی آثاری چون اقتصادِ ما و فلسفه ما صادر میشود و جهان تشیع را به فکر فرو میبرد. او را باید متفکری مسلمان دانست که نظریاتش مرزهای علوم اسلامی را گسترش میدهد.
سید محمدباقر صدر دهم اسفند ماه ۱۳۱3 هجری شمسی در شهر کاظمین در یک خانواده علمی و مذهبی متولد شد. پدرش از علمای برجسته بود که زندگی با قناعت، سادگی و فقر را به کودکانش آموخته بود. او در حدود ۱۴ سالگی پدر خود را از دست داد و تحت تربیت مادر و خانواده علمیاش رشد یافت. او از کودکی نبوغ علمی فوقالعادهای داشت؛ تحصیلاتش را از سنین پایین آغاز کرد و خیلی زود وارد حوزه علمیه نجف شد. در نوجوانی به درجات بالای علمی، در سن هفده سالگی به اجتهاد رسید و حتی در سن کم به تدریس علوم دینی پرداخت.
در مسیر علمی، او به یکی از برجستهترین اندیشمندان شیعه تبدیل شد و آثار مهمی در زمینه فقه، اصول فقه، فلسفه اسلامی و اقتصاد اسلامی نوشت. آثار او نقش مهمی در بازسازی تفکر اسلامی معاصر داشت.
شهید صدر تنها یک عالم دینی نبود، بلکه فعال سیاسی برجستهای نیز محسوب میشد. او در زمانی که بسیاری از روحانیون از سیاست فاصله میگرفتند، وارد عرصه مبارزه شد و حزب الدعوه الاسلامیه را بنا نهاد، به مبارزه با رژیم حزب بعث عراق پرداخت و مردم را به تشکیل حکومت اسلامی و مقابله با ظلم دعوت کرد.
او با نگاه نو به اسلام، دین را یک نظام کامل اجتماعی و سیاسی میدانست و همین دیدگاه باعث شد به یکی از رهبران فکری شیعیان عراق تبدیل شود. به دلیل همین فعالیتها، بارها توسط حکومت بعث دستگیر، زندانی و تحت نظر قرار گرفت. در نهایت، رژیم صدام حسین که از نفوذ فکری و اجتماعی او هراس داشت، وی را دستگیر کرد و پس از مدتی زندان و شکنجه شدید، در ۱۹ فروردین ۱۳۵۹ او را به همراه خواهرش بنتالهدی صدر به شهادت رساند.