وحید یامینپور در کتاب «انسان و رسانه» به سراغ پدیدهای میرود که شاید مهمترین مشخصهی جهان معاصر باشد: رسانه. این اثر با زیرعنوان «تأملی در ماهیت تکنولوژیهای ارتباطی»، کوششی جدی برای فهم نقش رسانه در زندگی انسان امروز و تأثیر آن بر شکلگیری فرهنگ، جامعه و حتی ادراک ما از جهان است. کتاب توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده و ساختار آن در چهار فصل شکل گرفته است:
نزاع چپ و راست؛ نگاهی به نظریههای اجتماعی و سیاسی رسانه
حقوق جهانی ارتباطات
قدرت ارتباطات و تکنولوژیهای سلطه
نگرش انتقادی و وجودشناختی به تکنولوژیهای ارتباطی
دامنهی نفوذ رسانهها هر روز گستردهتر میشود. با همهگیر شدن تلفنهای هوشمند، رشد شبکههای اجتماعی و ورود هوش مصنوعی به زندگی روزمره، رسانه دیگر صرفاً یک ابزار جانبی نیست، بلکه به یکی از ارکان اصلی زیست انسانی تبدیل شده است. شاید پذیرفتن این واقعیت ساده نباشد، اما حقیقت آن است که ما چنان در دل رسانهها زندگی میکنیم که مانند ماهی در آب، از عمق این وابستگی غافل ماندهایم.
در اینجا رسانه تنها به معنای روزنامه، تلویزیون یا شبکههای خبری نیست؛ هر وسیلهای که امکان انتقال پیام را فراهم کند، در این تعریف میگنجد. از یک پلتفرم اجتماعی گرفته تا الگوریتمهای هوشمند، همگی بخشی از منظومهی رسانهای جهان امروزند.
کتاب «انسان و رسانه» تلاش میکند در فضایی بهدور از شتاب و هیاهوی روزمره، به پرسش بنیادین «رسانه چیست؟» بازگردد؛ نسبت آن را با حقیقت بررسی کند و با نگاهی انتقادی، تعریفی تازه و راهگشا از رسانه ارائه دهد.
رسانه تقریباً در تمام ساحتهای زندگی ما حضور دارد: از کار و آموزش گرفته تا تفریح، روابط انسانی و سیاست. اخبار، سرگرمی، آموزش، گفتگو، دوستی، عشق و حتی جنگها و منازعات، همگی در بستر رسانه معنا پیدا میکنند. امروز رسانهها تعیین میکنند چه چیزی مطلوب است و چه چیزی نه؛ چه چیزی زیباست و چه چیزی زشت. حتی احساس ما نسبت به خودمان و جهان اطرافمان، بهشدت تحت تأثیر رسانهها شکل میگیرد.
اما این روند به کجا خواهد انجامید؟ نسلهای آینده در چه جهانی زیست خواهند کرد؟ رسانه تا چه اندازه میتواند حقیقت را بازنمایی کند؟ آیا رسانه صرفاً ناقل پیام است یا خود حامل معنا و قدرت؟ نسبت رسانه با قدرت چیست؟ و مهمتر از همه، آیا رسانهها میتوانند در لایههای وجودی انسان نفوذ کنند و او را دگرگون سازند؟
مطالعهی کتاب «انسان و رسانه» زمینهای فراهم میکند تا بتوان با دقت و شفافیت بیشتری به این پرسشها اندیشید.
مطالعات رسانه و علوم ارتباطات سالهاست که در فضای دانشگاهی به بررسی ابعاد اجتماعی، فرهنگی و هنری رسانهها میپردازند. یامینپور در این کتاب، ابتدا خواننده را با سیر تاریخی نظریههای رسانه آشنا میکند؛ از دیدگاههای کلاسیک چپ و راست گرفته تا نقدهای نئومارکسیستی و اندیشههای مکتب فرانکفورت که رسانه را در نسبت با مفاهیمی چون آزادی، عدالت و حقیقت تحلیل میکنند.
نقطهی مشترک بسیاری از نظریههای کلاسیک این است که رسانه را ابزاری خنثی میدانند؛ ابزاری که خوب یا بد بودنش به نیت استفادهکننده وابسته است. اما کتاب در ادامه، پرسشی عمیقتر مطرح میکند:
آیا خود رسانه، بهعنوان یک تکنولوژی و فارغ از محتوایی که منتقل میکند، بر زیست انسان اثر نمیگذارد؟
در این نگاه، «چگونه گفتن» مهمتر از «چه گفتن» میشود. فرم، قالب و شیوهی انتقال پیام، خود واجد قدرت است و میتواند رفتار، ادراک و حتی ساختار ذهن انسان را تغییر دهد.
برای مثال، پژوهشهای جدید نشان میدهد که میانگین تمرکز انسانها به کمتر از ۴۵ ثانیه کاهش یافته است؛ مسئلهای که بسیاری از محققان آن را به رواج ویدئوهای کوتاه در شبکههای اجتماعی نسبت میدهند. در اینجا محتوا اهمیت ثانویه دارد؛ آنچه اثرگذار است، خود پلتفرم و الگوی مصرف رسانهای است.
وحید یامینپور در «انسان و رسانه» این بحث را به شکلی تدریجی پیش میبرد. او از نظریههای اجتماعی و حقوقی آغاز میکند و در فصل پایانی، بحث را به سطحی فلسفی و وجودشناختی میکشاند. در این مسیر، دیدگاههای متفکرانی چون رولان بارت، هایدگر، نیچه، مانوئل کاستلز، ژان بودریار و بیونگچول هان بررسی میشود.
در این میان، نقلقولی تأملبرانگیز مطرح میشود:
«اندیشیدن درباره رسانهها کاری نیست که بتوانیم همواره انجام دهیم؛ زیرا ما نهتنها از طریق رسانهها میاندیشیم، بلکه خودِ ساختار اندیشهمان نیز بهوسیله رسانهها شکل گرفته است.»
این کتاب صرفاً مجموعهای از نظریهها یا طبقهبندی دیدگاهها نیست. «انسان و رسانه» تلاشی است برای پیوند زدن مباحث نظری با بحرانهای عمیق وجودی و تمدنی جهان امروز.
ما در عصری زندگی میکنیم که رسانهها تنها منتقلکنندهی اطلاعات نیستند، بلکه تعیینکنندهی ساحتهای وجودی انساناند. بحران حقیقت، رواج اخبار جعلی، سلطهی شرکتهای بزرگ فناوری و ظهور هوش مصنوعی، پرسشهایی اساسی پیش روی ما قرار دادهاند. نویسنده نشان میدهد که پاسخ به این پرسشها بدون بازاندیشی نظری و مواجههای فلسفی-انتقادی با فناوریهای ارتباطی ممکن نیست.
از این منظر، کتاب «انسان و رسانه» پلی میسازد میان دانش ارتباطات، حقوق رسانه و فلسفهی انتقادی؛ پلی برای دعوت مخاطب به تأملی جدیتر درباره جایگاه انسان در جهان ارتباطی معاصر.
«انسان و رسانه» برای تمام کسانی نوشته شده که میخواهند نگاهشان به رسانه عمیقتر و آگاهانهتر شود. دانشجویان، پژوهشگران و همهی علاقهمندان به اندیشهی انتقادی میتوانند از این کتاب بهره ببرند.
اگر احساس میکنید بهتدریج در محاصرهی رسانهها قرار گرفتهاید،
اگر میخواهید نسبت خود با حقیقت را دوباره بازتعریف کنید،
اگر به دنبال خوانشی فلسفی و انتقادی از رسانه هستید
و اگر میخواهید کنش انسانیتان حاصل آگاهی و انتخاب باشد،
نظرات