کتاب من یک آرمان دارم

کتاب من یک آرمان دارم

ناشر:
رده سنی:
عمومی
قالب:
خاطرات
نوع جلد:
شومیز
قطع کتاب:
رقعی
صفحات:
۳۲۲
وزن:
۳۰۰ گرم
شابک:
9786000356545

معرفی کتاب

کتاب من یک آرمان دارم به قلم فرانک انصاری از تلاقی دو ابر قهرمان در مسیر یافتن حقیقت و هویت سخن می‌گوید. داستان سارا دختری با اصالت ایرانی گره می‌خورد به شعاع انوار شهید آرمان علی‌وردی و او را از تاریکی‌ها به سوی نور رهنمون می‌سازد.

 

داستان من یک آرمان دارم با سارا آغاز می‌شود. او که سال‌ها درد غربت و دوری از وطن را چشیده است با ورود به تهران برای تجدید میثاق با خاطراتش از راننده تاکسی می‌خواهد دو بار دور میدان آزادی بچرخد. سارا شیشه را پایین می‌دهد و از وطن می‌گوید. «هیچ‌چیزی مثل وطن نمی‌شود» اما بلافاصله بوی دود و حجم انبوهی از سرب او را به سرفه می‌اندازد. در دلش می‌گوید: «با لندن فرقی نداره».

داستان خیلی زود به گذشته بازمی‌گردد و سارا را با انبوهی از سوالات در خیابان‌های لندن رها می‌کند. اما سارا تنها نیست. او احساساتش را خرج پسری اجنبی می‌کند که ... . تا اینکه می‌رسد به این جمله: «عوضی من رو بازیچه خودش کرده!»

پس از این سارا دیگر تنها نیست. او باید روح ترک خورده خود را مدام در آغوش بکشد. اما داستان سارا اینجا تمام نمی‌شود. فعلا باید مکث کرد.

در سوی دیگر داستان زندگی شهید آرمان علی‌وردی ورق می‌خورد و مخاطب را به پاسداری خون شهیدان مدافع امنیت دعوت می‌کند. دیگر دو داستان تکمیل شده‌اند و حالا باید منتظر نقطه تلاقی باشیم. همان نقطه تلاقی‌ای که به نقطه عطفی در زندگی سارا تبدیل می‌شود.

 

چرا باید کتاب من یک آرمان دارم را مطالعه کنیم؟

این رمان روایتی از تحول بانویی ایرانی است که به حقیقت و هویت اصیل اسلامی ایرانی خویش بازمی‌گردد، از این رو می‌تواند برای بسیاری از بانوان سرزمین‌مان راه‌گشا و راهنما باشد.

 

کتاب من یک آرمان دارم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

دختران جوان، بانوان، فعالان حقوق زنان و فعالان اجتماعی و افرادی که رویای زندگی در کشورهای اروپایی را در سر می‌پرورانند.

 

برشی از کتاب من یک آرمان دارم:

نگام به قاب عکسش روی این آشپزخانه گره خورد دلتنگش شدم انگار سالها پسرم رو ندیده بودم. با پاهایی لرزان به سراغ قاب عکسش رفتم. دستی به ابروهای پیوندی چشمای درشت و محاسن نسبتاً بلندش کشیدم. یاد خون دلمه بسته روی لب و صورتش افتادم. تازه یادم اومد که هیچ کدام از اتفاقات کابوس نبوده. قاب عکس رو بغل کردم و به سینه‌م چسبوندم و گفتم آرمان نگفتی مادرم چشم انتظارمه؟ نگفتی مادرت از غصه نبودنت یک شبه پیر میشه؟ پیر شدم آرمان می‌بینی؟ یک شبه ننه شدم. خیلی دوست داشتی ننه بشم، نه؟ کاش همین امروز خوب بشی و مثل همیشه از در بیای تو و بگی پاشو مامان؛ دیگه تموم شد داشتم باهات بازی می‌کردم؛ مثل بچگیات که چشم می‌ذاشتم و تو قایم می‌شدی می‌خوام خودت بیرون بیایی و بگی سک سک من اینجام. مامان دیگه جایی نمیرم می‌شینم ور دلت. پسرم تو که از آرزوهای مادرت خبر داشتی، می‌خواستم همین روزا برم خواستگاری.

نظرات

این کتاب به درد کی می‌خوره؟
کتاب رسان: خرید کتاب با تخفیف و ارسال رایگان کتاب رسان: خرید کتاب با تخفیف و ارسال رایگان کتاب رسان: خرید کتاب با تخفیف و ارسال رایگان کتاب رسان: خرید کتاب با تخفیف و ارسال رایگان کتاب رسان: خرید کتاب با تخفیف و ارسال رایگان

اینا رو هم از دست نده

خاطرات سفیر خاطرات سفیر
۱۰ %
نیلوفر شادمهری
۳۷۵,۰۰۰
۳۳۷,۵۰۰ تومان
دختران آفتاب دختران آفتاب
۱۰ %
جمعی از نویسندگان
۱,۵۰۰,۰۰۰
۱,۳۵۰,۰۰۰ تومان
اوسنه گوهرشاد اوسنه گوهرشاد
۱۰ %
سعید تشکری
۱۵۰,۰۰۰
۱۳۵,۰۰۰ تومان
جذبه مشرقی جذبه مشرقی
۱۰ %
حسین سروقامت
۷۵,۰۰۰
۶۷,۵۰۰ تومان
انتخاب من: پرسش هایی درباره حجاب انتخاب من: پرسش هایی درباره حجاب
۱۰ %
۱۱۰,۰۰۰
۹۹,۰۰۰ تومان
منشور تربیتی زنان منشور تربیتی زنان
۱۰ %
سید علی حسینی خامنه ای
۶۰,۰۰۰
۵۴,۰۰۰ تومان