کتاب کاهن معبد جینجا سفرنامهایست از وحید یامینپور به معبد جینجا، به کشور سامورایی مغرور، کشور چشمبادامیها و کشور ناشناخته ژاپن.
اوشین، هانیکو، تلفن پاناسونیک، ربات انساننما، سوشی، سوباسا اوزارا و فوتبالیستها. شما هم ژاپن را با همین واژگان شناختهاید؟ البته به این فهرست باید دقت و نظم و کار و تلاش را اضافه کرد و از همه مهمتر هوندا 125 را که برای ما ایرانیها در حد یک تراکتور کار میکند و در حد یک اسب راهوار جاده را چاک میدهد! بگذریم! این شناخت از ژاپن چون کف روی آب است.
ژاپن مجمعالجزایری است که یک چهارم ایران مساحت دارد، اما در این مساحت اندک که با آتشفشانهای فعال بسیاری پوشیده شدهاست، یک و نیمبرابر جمعیت ایران را جای داده است. حضور در جنگ جهانی، بهرهمندی از بمباران اتمی! معابد بسیار و معماری منحصر به فرد ژاپن را باید فهرست جاذبههای توریستی ژاپن افزود. اما همه اینها گوشهای از دنیای عمیق چشم بادامیها است.
وحید یامین پور در کاهن معبد جینجا مخاطب را به سرزمین آفتاب میبرد تا فرهنگ، آداب و رسوم، آرامش و شادی خوردن یک لیوان چای سبز را به همت ژاپنیها گره بزند و مخاطب را خیره به شکوفههای گیلاسی به اعماق خاطرات خوش ذهنش بکشاند. نثر کتاب ترکیبی از خاطرهنویسی، تحلیل اجتماعی و طنز ظریف است و همین باعث شده خواندن آن هم جذاب باشد و هم تأملبرانگیز.
در این کتاب، نویسنده همراه یک گروه فرهنگی به ژاپن سفر میکند و در طول این مسیر:
در کنار اینها، او به موضوعاتی مثل هویت، مدرنیته، تأثیر غرب بر شرق و معنای زندگی نیز میپردازد و سعی میکند تصویری عمیقتر از ژاپن ارائه دهد.
این کتاب فقط یک سفرنامه نیست، بلکه رهنامهای برای شناخت فرهنگهای دیگر و تحلیلهای اجتماعی است. این کتاب فقط یک گزارش سفر نیست؛ بلکه یک «نگاه» است؛ نگاهی که باعث میشود هم ژاپن را بهتر بشناسی و هم به جامعه خودت عمیقتر فکر کنی.
علاقهمندان به سفرنامه و سفر، دوستداران فرهنگ شرق و افرادی که میخواهند به دل ژاپن سفر کنند.
هیب کوشا می داند باید به یک پرسش مقدر که هنوز پرسیده نشده پاسخ دهد. این بار نه از روی کاغذ که در نگاه به چشم های ما میگوید: «حتماً می خواهید بدانید چرا ما بعد از چنین اتفاق تلخی در گذشته، آمریکا را دشمن خود نمی دانیم؟!»
میزبان های ژاپنی پیش از این قطعاً در جلسات خود به این موضوع فکر کرده بودند که در گفت و گو با ایرانی ها اولین پرسش بعد از برشمردن جنایت های آمریکایی ها همین است. هیباکوشا ادامه می دهد: ما به سه دلیل از آمریکاییها کینه نداریم و با آنها دشمنی نمیکنیم یک اینکه آمریکاییها بعد از انفجار بمب به ما کمک کردند تا افراد مجروح را مداوا کنیم؛ هرچند که پول کمک هایشان را از ما گرفتند دوم اینکه ما ژاپنیها معتقدیم باید گذشته را به رودخانه ریخت و فراموشش کرد و سه اینکه ما بودایی هستیم و بوداییها به تقدیر اعتقاد دارند؛ بنابراین با خودمان گفتیم این تقدیر ما بوده که در چنین روزی به این وسیله کشته بشویم بنابراین دلیلی ندارد که کینه آمریکایی ها را در دل داشته باشیم!
نظرات