کتاب چایت را من شیرین میکنم عاشقانهای مذهبی بر مدار خداست که به مجاهدین خلق، داعش، زندگی در دیار غربت، گرایش به اسلام و زمین و زمان گره میخورد. زهرا اسعد بلند دوست است از اسلام، شیرینی ارتباط با خداوند، پشتیبانی و همراهی پروردگار در سختترین لحظات و عاشقانهای پر التهاب اما پاک میگوید، که از زبان دختری به اسم سارا روایت میشود و در خلال اتفاقات کتاب، به صورتی لطیف شبهات گوناگون چون حجاب، نماز، پایبندی به اسلام و مقدسات، دفاع از حریم اهلبیت (ع) و ... را پاسخ میدهد.
سارا که دختری ایرانی است در آلمان زندگی میکند. او سالهاست که با پدر و مادرش به آلمان مهاجرت کرده است و دیگر تصویری از ایران ندارد. مادر سارا زنی مومنه و مسلمان است، بهتر است بگوییم که مسلمان میشود و سارا را نیز متحول میکند. اما روی دیگر زندگی سارا به پدری میرسد که اعتقادی به دین اسلام ندارد و حتی با سارا و مادرش دائما کشمکش دارد. پدر سارا در روزگار جوانی به عضویت گروهک مجاهدین خلق درآمده است و پس از مرگ برادرش در عملیات مرصادِ سازمان به آلمان گریخته است. او که کینه حکومت ایران را به دل گرفته است از هیچ ابزاری برای تخریب وجه جمهوری اسلامی ایران دریغ نمیکند. نزاع سارا و مادرش با پدر ادامه دارد و آنها دلشان را به یاد خدا گره میزنند تا در برابر پدر تاب آورند. تا اینکه برادر سارا مسلمان میشود و عدم آگهی و شناخت صحیح از اسلام او را به داعش میرساند. حالا سارا برادر را هم از دست میدهد. دیگری اثری از او نیست. سارا در جست و جوی برادر به ایران میرسد و از ...
داستان چایت را من شیرین میکنم، بر پاشنه سابق نمیچرخد و رنگ و بویی دیگر مییابد.
تا سطح عمیقتری از روابط انسانی را در پرتو عشق به خداوند تجربه کنیم و آدرنالین خونمان را با داستانی امنیتی و تا حدودی سیاسی افزایش دهیم.
جوانان، علاقهمندان به تحول و دگرگونی، افرادی که میخواهند با سیاست و داعش و مجاهدین خلق آشنا شوند.
چایی تا وقتیکه داغه، میچسبه. همچین که سرد شد، از دهن میفته. نمازم تا وقتی داغه، به بندبند روحت گره میخوره. بعدشم، اللهاکبر اذون که بلند میشه؛ امام زمان اقامه میبنده. اونوقت کسایی که اولوقت نماز میخونن، انگار به حضرت اقتدا کردن و نمازشون با نماز مولا میره بالا. آدم که فقط نباید تو جمعکردن پول و ثروت، اقتصادی فکر کنه. اگه واسه دارایی اون دنیات مقتصد بودی، هنر کردی!
نظرات