کتاب جهاد در قرآن گزیدهای از کتاب جنگ و جهاد در قرآن است که تبیینگر اندیشههای ناب آیتالله مصباح یزدی در حوزه مبارزه و مقاومت میباشد.
کتاب جهاد در قرآن در فصل اول خود کلیات جنگ و منظرهای مختلف آن را بیان میکند و به بررسی کلید واژههایی چون حرب و محاربه، قتال، جهاد و سفک دم میپردازد. با اتکا به آیات قرآن درمییابیم که جهاد تنها شکل نظامی ندارد و پیکارهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را نیز دربر میگیرد. همچنین جهاد همیشه بار مثبت ندارد و گاهی در مصادیق منفی نیز به کار رفته است.
فصل دوم کتاب جنگ را از منظر نظام تکوینی مینگرد. در این فصل با تبیین فلسفی وقوع جنگ روبهرو میشویم، به نسبت جنگ با اراده تکوینی خداوند میپردازیم، هشت آموزه کلی قرآن درباره جنگ را خواهیم آموخت و پاسخ داروینیسم اجتماعی، دیدگاه مارکس و اسلام را به سوال «جنگ؛ پدیدهای اتفاقی یا نظاممند؟» را بازبینی میکنیم.
بر مبنای اندیشههای آیتالله مصباح یکی از قوانین تکوینی جنگ این است که مؤمنان و موحدان، با تحمل سختیهای جنگ، کمال معنوی و روحی پیدا میکنند. تربیت یافتگان جنگ تحمیلی هشت ساله هم گواهی بر این مدعا هستند.
فصل سوم از دریچه نظام تشریع به جنگ مینگرد. این فصل با مسئله جنگ و حفظ حرمت جان انسانها آغاز میشود و ضمن تورق تاریخ به جنگ در ادیان قبل از اسلام میپردازد، مثل: جنگ بنیاسرائیل برای تصرف فلسطین، جنگ طالوت و جالوت، حضرت سلیمان و جهاد و جنگ ایران و روم. این فصل در صفحات پایانی خود تفاوت دفاع و قصاص را تشریح میکند و محدوده قصاص در جنگ را مشخص میسازد.
کتاب در سه فصل دیگر موضوعاتی چون اقسام جنگ در قرآن، شیوههای انگیزش و پرورش مجاهدان و امدادهای غیبی خداوند و پیروزی حق را تبیین میکند.
کتاب جهاد در قرآن ضمن بیان این مسئله که اسلام دین جنگآوری و خونریزی نیست، جنگ را از دریچه تشریع و تکوین مینگرد، دفاع و آمادگی دفاعی را مایه عزت جامعه اسلامی میداند و با اتکا به تاریخ اسلام و آیات قرآن راهکارهایی عملی در پیروزی جبهه اسلام معرفی میکند.
تا ضمن ایستادگی در برابر بسیاری از شبهات وارد شده بر دین، از جایگاه جهاد و مقاومت در نظام حکومتی اسلام آگاه شویم. این کتاب نشان میدهد حضور ایران در کنار جبهه مقاومت نه تنها امری درون دینی است که امری منطقی، سیاسی و منفعت طلبانه نیز میباشد.
طلاب و روحانیون، کارمندان خدوم ارتش و سپاه، سیاست مداران و جوانان مخاطبان این پژوهش هستند.
هنگامی که قومی با داشتن قدرت و اختیار در مسیر شرک و کفر و فساد و ظلم و طغیان تا آنجا به پیش بتازند که هیچ امیدی به بازگشت آنها نماند و کاملاً در فساد غوطهور شود سنت الهی بر این است که عذاب خداوند بر آن قوم نازل میگردد و آن را از صفحه روزگار محو میگرداند. این نوع عذاب عذاب استیصال نامیده می شود. حکمت الهی چنین اقتضا میکند که اگر همه یا اکثریت قریب به اتفاق افراد یک جامعه تا بدین حد سقوط کردند و از انسانیت دور شدند، آن جامعه را یکسره از عرصه هستی براندازد و به اصطلاح به عقاب استیصال گرفتار کند.
نظرات