کتاب نا به قلم مریم برادران مروری بر زندگینامه شهید محمدباقر صدر است که احساس حیرت و تاسف را در دل مخاطب زنده میسازد. حیرت به خاطر جایگاه علمی شهید صدر و تاسف به خاطر اینکه چرا شهید محمدباقر صدر را زودتر نشناختیم و حالا پس از شهادتش فقط باید او را در میانه کتابهایش جستوجو کنیم.
هنوز در دوران کودکی بود که معلمش برای اثبات وجود خدا از قرآن استفاده کرد. بلافاصله محمدباقر اجازه گرفت و گفت: «چطور برای اثبات وجود خدا از کتاب خودش استفاده میکنید؟ این اثبات با ادلهای غیر از قرآن باشد.»
معلم که دید هوا پس است بلافاصله گفت: «این موضوع طولانی است و زمانی دیگر درباره آن حرف میزنیم.»
پس در کتاب نا با یک نابغه، به معنای واقعی کلمه مواجه هستیم. مریم برادران در کتاب نا زندگی شهید صدر را از بدو تولد تا روزهایی پس از شهادتش روایت میکند. متأسفانه -باید اعتراف کنیم- شهید سید محمدباقر صدر که با مظلومیت و مصیبتی دردناک زیر شکنجههای صدام به شهادت رسید، امروز هم بعد از چهل سال همچنان مظلوم و غریب است. او که در سن جوانی از نظر علمی به آن موقعیت باورنکردنی و اعجاب آور رسید، از چنان قدرت فکری و ارتقای علمی برخوردار بود که میشد او را به عنوان نابغه شرق و اسطوره علمی جهان اسلام معرفی کرد.
دو کتاب «فلسفتنا» و «اقتصادنا» در همان سالهای نخستین عمر او شهرت فراوانی در کشورهای مختلف برای او رقم زد و پیشنهادهای وسوسه انگیزی برای مهاجرت و حمایتهای مالی در پی داشت.
وقتی کتاب مهم و پرآوازه او «الاسس المنطقیة للاستقراء» انتشار یافت برخی مدعی بودند که ترجمهی آن به زبانهای خارجی میتواند بر پارهای از دیدگاههای علمی در حوزهی ریاضیات و منطق و علوم تجربی مادی اثر بگذارد و جریانساز باشد، اما در همان نخستین قدم به دلیل پیچیدگی محتوا و مضمون فنی کتاب هیچ کس از پس ترجمهی انگلیسیاش برنیامد. آیت الله خوئی -استاد مؤلف- در بارهی این کتاب گفته بود تنها کتابی است که با اولین خوانش آن چیزی درنیافتم و مجبور شدم دوباره آن را از ابتدا بخوانم.
وقتی هم با نگاه خاص و رویکرد متفاوت خود کتاب «الفتاوى الواضحة» را منتشر کرد، با چنان استقبالی مواجه شد که برخی از جوانان اهل سنت اعلام کردند در مسایل شرعی شان به جای پیشوایان فقهی خود به این عالم نجفی مراجعه میکنند. او علاوه بر دغدغههای تأسیسیاش که در طرح بانکداری بدون ربا ظهور یافت و الگوی بسیاری از بانکها در کشورهای مختلف شد، و علاوه بر اهتمامات اجتماعیاش که در فعالیتهای مختلفی چون راهاندازی مدارس و تشکیل حزب تمثل پیدا کرد، تمرکز جدی هم بر تدوین مبانی نظری رویکرد دین به جامعه داشت که فرصت جمعبندی و نشر آن را نیافت و تنها برخی شاگردانش بعدها برگهایی از یادداشتهای اولیه او با عنوان «مجتمعنا» را منتشر کردند.
بقیهی کتابها و آثار او نیز هرکدام داستان و ماجرایی دارند؛ از آنچه در حدود دوازده سالگی نوشته و بعدها به چاپ رسیده تا برخی یادداشتهای حساس باقیمانده از روزهای حصر خانگی قبل از شهادتش.
زندگی عجیب و شخصیت خاص سید محمدباقر صدر فارغ از همهی حاشیهها و حوادث بیشمار خود به تنهایی آنقدر اهمیت دارد که صدها کتاب از آن نوشته و دهها فیلم از آن ساخته شود.
در میان آثار معدودی که به زندگی و افکار او پرداختهاند، کتاب «نا» با بیانی دقیق و نثری هنرمندانه بیش از همه در ارائهی تصویری کامل و فراگیر از این دانشمند شهید توفیق داشته است.
هم داستانهایی از دوران کودکی و تحصیل او را روایت کرده و هم بازتابی از فضای روابط عاطفی او با همسرش را در لابلای طرح اندیشه ها و افکار بلند وی در پیش چشم خواننده قرار داده است.
هم علو طبع و بلندی همت والای او را در کرامت و عزت نفس به خوبی تصویر کرده و هم مشقتهای مرارتبار زندگی ساده و فقیرانهاش را نشان داده و کسی را معرفی کرده که در جایگاه مرجعیت و زعامت، بچههایش حسرت خوردن میوه داشتهاند و او به آنان که قدری پول توجیبی میخواستهاند تا بتوانند در مدرسه موز بخرند، میگوید: آیا همهی بچههای مدرسه شما موز میخورند؟ بهتر است شما همراه آن چند نفر اقلیت باشید که در زنگ تفریح گرسنه میمانند!
در همین حال بیآنکه تلخی های زندگی و شهادت دردناک ایشان و خواهر شهیدش خواننده را آزار دهد، به نرمی و ظرافت از همه این دردها و مصیبتها نیز میگوید و حتى آخرین صفحات کتاب را با لطافتی سوگناک اما شکوهمند به پایان میرساند.
عکسهای کمتر دیده شده از آن شهید به همراه شجرهنامهی خانوادگی و سالشمار زندگی او از پیوستهای کتابند که در لابلای صفحات، اطلاعات کاملتری را به خواننده منتقل میکند.
نا کتابی است که الگویی نیکو در جهاد علمی و عملی را در برابر مخاطب زنده میسازد. نا درس زندگی پادشاهانه و عزتمندانه در کنار فقر است، نا درس صبر صدر است، نا معنای مقاومت با اندک نا است و نا سیره شهید است.
طلاب و روحانیون بلااستثنا باید کتاب نا را مطالعه کنند. علاقهمندان به سیره شهدا، افرادی که در جستوجوی اسوهای راستین در حوزه جهاد علمی هستند و افرادی که میخواهند یک مسلمان مبارز و در عین حال خانواده دوست را ترسیم کنند، مخاطبان این زندگینامه هستند.
رساله بعد از چاپ بر چشمها نشست. فروش بی سابقه بود؛ بیشتر از چهارهزار نسخه پیش خرید. در حالی که هنوز به چاپخانه نرسیده بود. پس از چاپ، شش هزار نسخۀ آن به فروش رفت. صاحب چاپخانه میگفت: «سی سال است به این کار مشغولم و تا به حال چنین چیزی ندیدهام.» کتابفروشها هم حیرت کردهاند. محبوبیت او از جایگاه مردی متفکر و محترم به جایگاه مرجعی خوش فکر با زبانی روان و خودمانی جابهجا میشد. محمدباقر در جواب تحسین دیگران گفت: «یعنی مردم مشتاق دین به زبان و روش روز هستند، از مرجعی که به او اعتماد دارند. خدا قبول کند!
کتاب در کمتر از یک ماه در بازار کمیاب شد. آن را برای چاپ دوم آماده میکردند که خبر رسید عدهای از اهل سنت هم مشتری کتاباند. یعنی میخواهند مقلد او باشند. تعدادی از دانشگاهیان بغداد به ملاقات او آمدند و گفتند با این کتاب تقلیدشان را از ابوحنیفه بر میگردانند. محمدباقر این اقبال را از صدقه سر فقه پویای جعفری میدانست. «دارالکتاب المصرى اللبنانی» کتاب الفتاوى الواضحة را در مصر و الجزایر و تونس منتشر کرد. یکی از علمای اهل سنت مصر مقدمهای بر آن نوشت و اعتراف کرد این مذهب توانمندیهایی دارد که آن را از مذاهب اسلامی دیگر متفاوت میکند و پیش میاندازد.
نظرات