کتاب دو شگفتانگیز کچل جلد ششم از مجموعه ماجراهای من و بقیه است که در خلال داستانهایی کوتاه از مهارتهای اجتماعی، ارزشهای اخلاقی و آداب معاشرت میگوید. این اثر که برای نوجوانان نگاشته شده است به قلم خانم بنفشه رسولیان نگاشته شده است و با تصاویر نگین نقیه نمکین شده است.
داستان اول از ورود عجیب و غریب بهادر آغاز میشود. بهادر اول دستش را روی زنگ میگذارد و از همون اول در میزند و قبل از همون اول به در لگد میزند و همزمان متین را صدا میزند تا اختراع خط جدیدش را به رخ متین بکشاند. حالا متین است که وارد صحنه میشود و مانند فرشتهای نیکوکار آداب ورود و خروج و کوبیدن در را به او آموزش میدهد.
کتاب در خلال پنج داستان کوتاه از اتفاقات سرزده متین و بهادر و خانوادهاش میگوید و مخاطب نوجوان را در بنبستهای مختلف قرار میدهد. کتاب با ادبیاتی طنز و کاریکاتورهایی جذاب، مخاطب نوجوان را به سوی ارزشهای ملی، مذهبی و اخلاقی سوق میهد. همچنین به خوبی آداب اجتماعی و زندگی در کنار خانواده را تصویر میکند. حضور دو شخصیت متین خوبه و متین بده به مانند فرشتگان خوبی و بدی هر انسانی، مخاطب نوجوان را در مقام تصمیمگیری و انتخاب قرار میدهد و جذابیت داستان را بیشتر میکند.
تا در بستر داستان نوجوان را به مهارتهای ویژهای مجهز کنیم.
نوجوانان زیر 16 سال مخاطبان این داستان هستند. مربیان و معلمان نیز در جمعخوانیهای خود میتوانند از این اثر بهرهمند شوند.
من فکر میکنم مامان بهادر هم همین حرفها را به او زده بود؛ چون ناگهان نامههای بهادر هم قطع شد. ولی خب من کسی نبودم که از این خط بامزه و عجیب بگذرم؛ برای همین یک فکر جدید به ذهنم رسید. روز بعد دیگر خط من و بهادر خصوصی و یواشکی نبود. چطوری؟! راستش داداش پوریا چون خط زیبایی داشت تمام خبرهای آپارتمان را مینوشت و آقای فتحی، مدیر ساختمان آنها را بر تابلوی اعلانات نصب میکرد. اما همیشه از اینکه خیلی از همسایه ها تذکرات او را نمیخواندند، عصبانی بود. بنابراین من و بهادر هم تصمیم گرفتیم تمام حرفها را با خط خودمان بنویسیم و درست زیر نوشتههای داداش پوریا نصب کنیم. از فردای آن روز روی تابلوی اعلانات کاغذهایی نصب بود که خط آن را فقط من و بهادر میتوانستیم بخوانیم.
نظرات