کتاب عصایت را به میلههای زندان بزن موسی اثری ادبی با صفحهآرایی خاص است که زندگینامه مختصری از امام موسی صدر را به قلب مخاطب میچکاند. فرشته مرادی و حسن هوشمند با نوشتاری مینیمال بلندای زندگی این مجاهد شریف را روایت کردهاند.
بگذارید از عنوان کتاب آغاز کنیم. درباره موسی کلیمالله بسیار شنیدهایم که میگویند: «موسی عصایش را به نیل زد و آب شکافت». نویسنده از عنوان «عصایت را به میلههای زندان بزن موسی» استفاده کرده است تا دیوارههای زندان گشوده شود و منتظرانت تو را ببینند. این عنوان زیرکانه با شباهت اسمی امام موسی صدر با حضرت موسی بر جذابیت عنوان افزوده است. ضمن آنکه این عنوان به خودی خود از بوده شدن امام موسی صدر و زندانی شدن ایشان نیز خبر میدهد.
صفحهآرایی کتاب نیز برگ برنده دیگری از کتاب است. عنوان هر فصل به شکلی بدیع، قرار گرفتن متن هر صفحه در کادر آبی رنگ در کنار جملات قصاری از بزرگان درباره امام موسی مخاطب را به مطالعه کتاب ترغیب میکند.
کتاب با عنوان خاندانی به نام صدر آغاز میکند و از زبان گرترود بل مورخ و عربشناس انگلیسی میگوید: «در چهاردهم مارس 1920، در کاظمین گروهی را ملاقات کردیم که مسلمانانی سرسخت و ضدانگلیسی بودند و سرکرده آنان خانوادهای بود به نام صدر که به دلیل آمیزههای مذهبی خویش در تمامی دنیای شیعه نامدار بود.
کاردینال فرانس کونیگ: «ایمان دارم که میتوان تاریخ لبنان را به دو دوره کاملا مجزا تقسیم کرد: دوران قبل از موسی صدر و دوران موسی صدر» این جمله سرآغاز فصل دوم کتاب است که دوگانه موسی و لبنان را بررسی میکند.
فصل سوم کتاب با عنوان باشگاه فرهنگی بزرگ از اقدامات فرهنگی امام موسی صدر پرده برمیدارد. این فصل با جهاد فرهنگی امام مخاطب را از خطرهای معنوی آینده آگاه میکند.
کتاب در سیزده فصل دیگر، با قلم ادبی خویش مخاطب را تا دوران فقدان امام موسی پیش میبرد و از رابطه شهید چمران با امام موسی صدر میگوید، جنبش امل و هسته مقاومت مردم لبنان را میشکافد و ...
تا با آگاهی از زندگی و مجاهدتهای امام موسی صدر چون او برای اسلام و مسلمین گام برداریم.
علاقهمندان به ادبیات پایداری، مقاومت و تاریخ مردم لبنان، زندگینامه و سیره شهدا و عموم پیروان جبهه مقاومت در برابر خطابههای این خاطرات قرار دارند.
در آغاز سال ۱۹۷۰ میلادی امام تلاشهایش را برای حمایت از مردم جنوب افزایش داد و مجلس اعلا با اعلام مواضع روشن خواستار رسیدگی دولت به وضعیت جنوب شد. امام حتی برای پایان دادن به بحران جنوب به کویت و قاهره هم سفر کرد. او در مصاحبههای متعدد در این دو کشور وضعیت جنوب و خطر دشمن صهیونیستی را تشریح میکرد. با همه تلاشها اما دولت همچنان به وضعیت جنوب بیتوجه بود.
در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۴۹ شمسی مقارن با ۱۲ می ۱۹۷۰ میلادی، اسرائیل در یک حمله گسترده بیش از سی روستای جنوب را ویران و غالب بر ۵۰ هزار نفر از شیعیان این منطقه را آواره کرد. امام به سرعت دست به کار شد و در تجمعی که با حضور ...
نظرات