کتاب سکتور سعید به قلم زینب ملا حسینی روایتهایی از زندگی دانشمند فرهیخته کشورمان سعید کاظمی آشتیانی را برای نوجوانان روایت میکند.
زنده یاد دکتر سعید کاظمی آشتیانی، در نخستین روز از فروردین ماه ۱۳۴۰ در تهران به دنیا آمد. آثار نبوغ از همان سنین نوجوانی و جوانی در وی قابل مشاهده بود. به طوری که در سال ۱۳۵۸ در همان سن ۱۸ سالگی هم زمان با ورود به دانشگاه، در هنرستان پیام امید به تدریس ادبیات و بینش اسلامی میپرداخت.
سال ۱۳۵۸ در رشته فیزیوتراپی دانشگاه علوم پزشکی ایران پذیرفته شد .در سال ۱۳۶۱ با همکاری دو تن از همکارانش جهاد گروه پزشکی را در دانشگاه علوم پزشکی ایران تأسیس کرد. این گروه هسته اولیه جهاد دانشگاهی علوم پزشکی ایران بود که در سال ۱۳۶۵ شکل گرفت و دکتر کاظمی تا سال ۱۳۷۰ عهدهدار مسئولیت بخش طرحها و تحقیقات آن بود. از سال ۱۳۷۱ با تغییرات ساختار مدیریتی جهاد دانشگاهی به سمت ریاست جهاد دانشگاهی واحد علوم پزشکی ایران منصوب شد که این مسئولیت تا پایان دوره حیاتش بر عهده وی بود. در طی این سالها مراکز درمانی متعددی تأسیس و گروههای مختلف پژوهشی را راهاندازی کرد که در آن میان پژوهشکده رویان جهاد دانشگاهی یکی از مهمترین این مراکز بود.
پژوهشکده رویان جهاددانشگاهی خرداد ماه ۱۳۷۰ با مدیریت دکتر کاظمی رسما فعالیت خود را آغاز کرد و تاکنون هزاران زوج نابارور با بهره مندی از خدمات این مرکز پیشرفته درمان ناباروری صاحب فرزند شدهاند. دکتر کاظمی در سال ۱۳۷۶ با رتبه ممتاز موفق به اخذ درجه دکتری شد.
او در اعتلای نام جمهوری اسلامی ایران در عرصههای بین المللی نیز با ثبت این پیشرفتها، حضور در کنگرههای متعدد بین المللی و ابتکار برگزاری جشنواره بین المللی رویان سهمی از یاد نرفتنی دارد. غروب چهاردهم دی ماه ۱۳۸۴ قلب این انسان والا از تپیدن ایستاد و علاوه بر خانواده و دوستانش، جامعه علمی کشور را نیز در سوگ و ماتم فقدانش نشاند. کتاب سکتور سعید در قالب داستانهایی کوتاه و با تصویرگری جذاب زندگی این دانشمند شهید را روایت میکند.
تا با زندگی علمی و تلاشهای این دانشمند بزرگوار آشنا شویم و سیره ایشان را سرلوحه زندگی نوجوانان خویش سازیم. این اثر روحیه پرسشگری، تلاشگری و میهن دوستی را در مخاطب نوجوان تقویت میکند.
نوجوانان زیر 17 سال مخاطبان این داستانهای کوتاه هستند.
حسین بهاروند شبها تا صبح بیدار بود و مشغول ساختن سلولهای بنیادی. همان سلولهای همه کاره چندکاره. گاهی اوقات آنقدر باید دقیق میدید و ذره به ذره حرکاتشان را مقایسه میکرد تا به نتیجه درستی برسد.
نظرات