کتاب روزی روزگاری ایران در جلد دوم خود با عنوان «روزی که همه کلاهشان را آتش زدند» از نبرد پهلوانی به نام عبدالرزاق سبزواری علیه مغولها میگوید. این اثر که به قلم مهدی میرکیایی نگاشته شده است با ادبیاتی ساده و روان، نوجوانان را با فرهنگ ایران کهن و دلاوران ایران زمین آشنا میکند. زهرا زرینپور تصویرگری این جلد را انجام داده است.
سال 738 هجری قمری در روستای باشتین سبزوار پهلوانی به نام عبدالرزاق پرچم مبارزه علیه مغولها را بلند کرد و فدائیان بسیاری را زیر بیرق خود جمع کرد. این مبارزان در راه آزادی وطن از توحش مغول رشادتها کردند و حماسهها آفریدند. شعار آنها این بود: «سر به دار میدهیم، اما تن به ذلت نمیدهیم». همین شعار سبب شد به سربداران مشهور شوند. مغولها که صد و بیست سال بر ایران حکومت کرده بودند، اکنون به علت تعارضات داخلیشان ضعیف گشته بودند. سربداران این فرصت را مغتنم شمردند و طغای تیمورخان را در مرکز حکومتش، یعنی همان استرآباد یا گرگان امروزی، زمینگیر کردند. آنها شهرهایی چون سبزوار، جوین، جاجرم و اسفراین را از چنگال مغول آزاد کردند و رهایی را به سراسر ایران هدیه دادند.
اکنون کتاب «روزی که همه کلاهشان را آتش زدند» از رشادتهای سربداران میگوید.
ایران، سرزمین دلیران است. مطالعه این کتاب ما را با زندگی این غیور مردان آشنا میکند و اوج فرهنگ و تمدن ایران باستان را نیز به رخ میکشد.
نوجوانان زیر 16 سال، مربیان و معلمان و والدینی که میخواهند قصههای کهن ایرانی را، قصه شب فرزندانشان سازند مخاطبان این داستان هستند.
غریبه از حاجی چشم برنمیداشت. حاجی چاق و سنگین بود و آهسته راه میرفت. غریبه صبر کرد تا حاجی از در بازارچه بیرون برود. بعد، وارد دکان شد و پارچه روی صورتش را کنار زد. علی شیر بهتش زد؛ جابای خان بود؛ سردار مغول، فرمانده سربازان طغا تیمورخان.
نظرات