کتاب «رضا خان تا رضا شاه؛ چنگ به وزارت جنگ» به قلم هدایتالله بهبودی زندگی رضاشاه پهلوی را از سال 1299 تا 1302، روایت میکند.
رضا شاه قزاق با شعار حمایت از روحانیون و پایبندی به دین روی کار آمد و در چشم برهمزدنی تغییر چهره داد. او که از پادشاهی جز استبداد را در چنته نداشت با کودتا بر سر کار آمدن و با اشارهای رفت. هدایتالله بهبودی به همت موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی زندگی این پادشاه مستبد ایرانی را روایت میکند. جلد دوم این زندگینامه از کودتای 1299 تا آغاز پادشاهی رضا پهلوی را مرور میکند.
از سال ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۲، دورهای سرنوشتساز در صعود قدرت رضاخان بود که او را از یک فرمانده نظامی به چهره اصلی سیاست ایران تبدیل کرد. در ۳ اسفند ۱۲۹۹، رضاخان با همکاری سید ضیاءالدین طباطبایی و با تکیه بر نیروی قزاق، کودتایی را در تهران اجرا کرد. پس از آن، سید ضیاء نخستوزیر شد و رضاخان به مقام «سردار سپه» و فرمانده کل قوا رسید. در این دوره، رضاخان با استفاده از قدرت نظامی به سرکوب شورشها و جنبشهای محلی در نقاط مختلف کشور پرداخت و تلاش کرد امنیت و تمرکز قدرت را در دولت مرکزی تقویت کند. او به تدریج نفوذ خود را در ساختار حکومت افزایش داد. پس از حدود سه ماه، دولت سید ضیاء سقوط کرد؛ اما رضاخان نهتنها از قدرت کنار نرفت، بلکه جایگاه خود را حفظ کرد و به عنوان وزیر جنگ در کابینههای بعدی باقی ماند و نفوذش بیشتر شد. در سال ۱۳۰۲، رضاخان به مقام نخستوزیری رسید و عملاً اداره کشور را در دست گرفت، در حالی که احمد شاه قاجار نقش کمرنگی داشت. این مرحله، زمینهساز پایان حکومت قاجار و به قدرت رسیدن نهایی او در سالهای بعد شد.
بین سالهای ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۲، رضاخان با تکیه بر قدرت نظامی، مهارت سیاسی و شرایط نابسامان کشور، پلهپله قدرت را به دست گرفت؛ از فرمانده قزاق تا نخستوزیر، مسیری که مقدمه تأسیس سلسله پهلوی در سالهای بعد شد.
تا ضمن آشنایی با تاریخ ایران، چهره پهلوی را بهتر بشناسیم. آن وقت است که دیگر اسیر بازیهای رسانهای نمیشویم و فریب نمیخوریم.
علاقهمندان به تاریخ ایران، سیاستمداران، دانشجویان و جوانان، پژوهشگران و افرادی که به دنبال شناخت بهتر پهلوی هستند، مخاطبان این نوشتار میباشند.
پس از استعفای مستوفی الممالک و ابراز تمایل بیشتر نمایندگان مجلس شورای ملی به مشیرالدوله حکم ریاست وزرائی او به امضاء احمدشاه رسید. رئیس الوزراء دو روز بعد ٢٦ خرداد 1302، وزیران منتخب خود را برای معرفی به کاخ گلستان برد. رضاخان سردار سپه که برای هفتمین بار مسئولیت وزارت جنگ را به عهده میگرفت، حاضر به همراهی هیأت دولت نشد. جراید علت غیبت وزیر جنگ را کسالت شدید نوشتند؛ اما مخبر السلطنه در یادداشتهای خود نگاشت که سردار سپه تمارض کرده است. عین السلطنه از کلمه «قهر» استفاده کرد. آن روز احمدشاه و هیأت دولت منتظر آمدن وزیر ...
نظرات