بنر کتابرسان

کتاب داستان همشهری (داستان: شماره 140)

کتاب داستان همشهری (داستان: شماره 140)

4.2

خرداد 1403

مترجم:
عطیه حسینی
ناشر:
قیمت:
۳۲۵,۰۰۰
%۱۰
۲۹۲,۵۰۰
تومان
موجودی:
فقط 7 جلد
رده سنی:
عمومی
قالب:
داستان کوتاه
نوع جلد:
شومیز
قطع کتاب:
رقعی
صفحات:
۱۶۴
وزن:
۲۰۰ گرم

معرفی کتاب

مجله داستان همشهری در شماره صدوچهلم خود که در خرداد 1403 منتشر شده است به پنجره فولاد امام رضا (ع) می‌رسد و دل مخاطبان را به زیارت شمس‌الشموس می‌برد.

 

همه انوار به تو ختم می‌شود که اول و آخر هر تلالویی یا شمس‌لشموس. کلمات این شماره مجله داستان همشهری هم به نام رضا (ع) درخشیدن آغاز کرده‌اند. هر داستان این شماره مخاطب را چون آهویی گم‌گشته و غریب به آستان امام رضا (ع) می‌رساند تا «با ندای ضامنم می‌شوی آقا؟» اشک آغاز کند. نخستین داستان با عنوان سلطان عشق از فرهاد قائمیان مدح علی‌ بن موسی‌ الرضا (ع) می‌کند و با دعای «من، خادم حرمت را دریاب، تا خاک پای زائرانت گردم» خاتمه می‌یابد. دومین داستان از زبان محمد چتری، خادم کشیک چهارم روشنایی نقل می‌شود تا از داستان سرآغاز خادمی‌اش بگوید. این داستان او را از جنوب غربی‌ترین نقطه ایران، به شمال‌شرقی‌ترین نقطه آن می‌رساند تا نوکری امام رضا (ع) را آغاز کند. یادداشت نیم‌بند داستان دیگری است که حسین شرف‌خانلو را به مدد حضرت رضا (ع) از قهوه‌فروشی به نویسندگی می‌رساند. نگار تشکری هم با «امام رضا صدایم می‌کند» از حکایت پشت پرده «اوسنه گوهرشادِ» استاد تشکری می‌گوید.

ماه عسل در روز عاشورا به مقصد حرم امام رضا (ع) و بهانه‌های مختلف هر طور شده‌اند داستان‌ها را به مشهد و حرم آقا می‌رسانند. مهرداد صدقی، لیدا طرزی، ناتانیل هاثورن، سیروس همتی، مریم راهی و ... در این اثر قلم زده‌اند. نقد داستان اسب چوبی، گفت‌وگو با مدیر اتولید انتشارات به نشر و نقد داستان مهمان بلندپرواز بخشی دیگر از آثار این مجموعه هستند.

 

چرا باید شماره صدوچهلم مجله داستان همشهری را مطالعه کنیم؟

تا ز آستان رضایم خدا جدا نکند و دل به حریمش برسانیم و معرفت خود را نسبت به امام افزایش دهیم.

 

شماره صدوچهلم مجله داستان همشهری را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

دوستداران داستان‌های مذهبی مخاطبان این نوشتار هستند.

 

برشی از شماره صدوچهلم مجله داستان همشهری:

رسیده بودیم حرم؛ اما روسری من هنوز زیر چادرم صاف و صوف نشده بود. کلافه مرتبش میکردم که آرمین گفت: «آخرین نفر از هتل اومدی بیرون هنوز هم آماده نیستی از ترس این که مبادا دوباره ساز مخالف بزند چیزی نگفتم بیشتر از این که به حرف آرمین توجه کنم چشمم به درو دیوار حرم و نقش و نگارها بود و گلها صحن ها، مردم و ابرهای سفید توی آسمان صبح نزدیک ظهر نوروزی آنیتا هم فرق چندانی با من نداشت؛ بار اولمان بود آمده بودیم مشهد کلی به آرمین التماس کرده و نقشه کشیده بودیم تا یک مشهد پنج روزه جفت و جور شود. آرمین میگفت به جایش برویم ترکیه مامان که بهش میتوپید کنکور آنیتا را بهانه می کرد.

_بی راه میگم آنی؟

آنیتا گیج و گول به آرمین نگاه کرد و گفت: من چه بدونم و بعد انگشتش را بالا آورد و با تشر جواب داد: «امروز» کسی من رو شاهد نگیره ها آنیتا ته تغاری بود و اگر به مسئله ای ورود پیدا میکرد هیچ کس مخالفتش را با آن مسئله کش نمی داد. لوسش کرده بودیم.

 

نظرات

این کتاب به درد کی می‌خوره؟
کتاب رسان: خرید کتاب با تخفیف و ارسال رایگان کتاب رسان: خرید کتاب با تخفیف و ارسال رایگان کتاب رسان: خرید کتاب با تخفیف و ارسال رایگان کتاب رسان: خرید کتاب با تخفیف و ارسال رایگان کتاب رسان: خرید کتاب با تخفیف و ارسال رایگان

اینا رو هم از دست نده

داستان همشهری (داستان: شماره 138) داستان همشهری (داستان: شماره 138)
۱۰ %
۲۵۰,۰۰۰
۲۲۵,۰۰۰ تومان
مجله همشهری (سرنخ: شماره 2) مجله همشهری (سرنخ: شماره 2)
۱۰ %
جمعی از نویسندگان
۲۵۰,۰۰۰
۲۲۵,۰۰۰ تومان
مجله همشهری (دانستنیها: شماره1) مجله همشهری (دانستنیها: شماره1)
۱۰ %
۲۵۰,۰۰۰
۲۲۵,۰۰۰ تومان
مجله فرهیختگان اردیبهشت ماه1403(کتاب علیه فراموشخانه) مجله فرهیختگان اردیبهشت ماه1403(کتاب علیه فراموشخانه)
۱۰ %
۲۰۰,۰۰۰
۱۸۰,۰۰۰ تومان
مجله همشهری-سرزمین من(شماره چهار) مجله همشهری-سرزمین من(شماره چهار)
۱۰ %
۴۰۰,۰۰۰
۳۶۰,۰۰۰ تومان
مجله مدام (شماره هشت) مجله مدام (شماره هشت)
۵ %
جمعی از نویسندگان
۴۰۰,۰۰۰
۳۸۰,۰۰۰ تومان