کتاب مردی که میخواست زنده بماند به قلم فائضه غفار حدادی روایتهایی از زندگی شهید امیر علی حاجیزاده، فرمانده هوا فضای سپاه را مرور میکند و از جنگ 12 روزه ایران و اسرائیل میگوید.
شهید امیرعلی حاجیزاده در ۹ اسفند ۱۳۴۰ در تهران متولد شد. خانوادهاش اصالتاً اهل خرمدشتِ قزوین بودند. او از سال ۱۳۵۹ با پیوستن به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مسیر مجاهدت خود را آغاز کرد و در دوران جنگ تحمیلی در عملیاتهای مهمی همچون والفجر ۸، والفجر مقدماتی، کربلای ۴ و کربلای ۵ حضوری مؤثر داشت.
پس از پایان جنگ، حاجیزاده سنگر نبرد را ترک نکرد و در حوزه موشکی و هوافضا به فعالیت پرداخت. او از شاگردان نزدیک شهید حسن تهرانیمقدم به شمار میرفت و بهتدریج به یکی از چهرههای اثرگذار در شکلگیری و تقویت توان موشکی ایران تبدیل شد. وی با حکم رهبر انقلاب در سال ۱۳۸۸ به فرماندهی نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد.
در دوران فرماندهی او، پاسخهای راهبردی مهمی به دشمنان انقلاب اسلامی داده شد؛ از جمله حمله موشکی به مقر داعش در سوریه و عملیات موشکی علیه پایگاه عینالاسد در عراق در پاسخ به ترور سردار قاسم سلیمانی. همچنین در عملیات «وعده صادق»، مواضع رژیم صهیونیستی با دهها موشک بالستیک هدف قرار گرفت.
به پاس این مجاهدتها، حضرت آیتالله خامنهای (ره) نشان «فتح» را به او اعطا کردند؛ نشانی که نماد پیروزی و مجاهدت رزمندگان اسلام است. سرانجام، این سردار رشید اسلام در بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ در جریان جنگ 12 روزه علیه اسرائیل به مقام والای شهادت نائل آمد. کتاب مردی که میخواست زنده بماند، گوشهای از مجاهدتهای این سردار بزرگ اسلام را روایت میکند.
این کتاب مجموعهای از روایتهای کوتاه، روشن و روان است؛ روایتهایی که هر کدام پنجرهای تازه به شخصیت و جهانبینی سپهبد شهید امیرعلی حاجیزاده، فرمانده هوافضای سپاه باز میکنند. در این صفحات با پسری روبهرو میشوید که پدرش راننده تریلی بود و خود با پشتکار، انضباط، و تصمیمهایی سخت راهی متفاوت ساخت. روایتها نشان میدهند که چگونه تلاش، تفکر، و تعهد یک فرد میتواند مسیر زندگی او را دگرگون کند و نگاه دیگران را به تواناییهایش تغییر دهد.
کتاب، چهرهای انسانی و ملموس از یک شخصیت واقعی ارائه میدهد؛ از لحظههای ساده و صمیمی تا بزنگاههای حساس و سرنوشتساز. خواننده، در لابلای صفحات کتاب با فردی آشنا میشود که همیشه مسئولیتهای بزرگ را بر دوش میکشید و در مسیر خود با چالشهای فراوان روبهرو بود.
مطالعه زندگی این شهید میتواند الگوی راستین برای تلاش، مسئولیتپذیری، ایمان، و تعهد را زنده کند و به ما یاد بدهد چگونه در مسیر هدف، استقامت داشته باشیم.
حاجی بنز بود. کارش را تمیز و بادقت و با اعتماد به نفس انجام میداد. خسته نمیشد. به پت پت نمیافتاد. سرعت و راندمان بالایی داشت. بقیه باید میدویدند تا به پایش برسند. حتی وقتی میخواست یک کوه یا تپه را هم بالا برود قدمهای بلند برمیداشت و سریع راه میرفت. محافظها برنامه ورزش اضافه برای خودشان گذاشته بودند که در راه رفتن از حاجی جا نمانند.
نظرات