کتاب تربیت فرزند به سبک فرانسوی به قلم پاملا دراکرمن و ترجمه مریم خوشحالپور تجربه سفر مادری آمریکایی به پاریس است. این اثر از حکمت فرزندپروری فرانسویها میگوید تا در سایه این رهنودها والدینی آگاه و فرزندانی نیکو تربیت کنیم.
پدر و مادر بودن در ذهن ما مترادف است با دل نگرانی دائم و مراقبت سختگیرانه و همراهی با کودکمان در تمام کارهای روزانهاش و معمولاً اکثر ما نیز از پرتوقعی و وابستگی و لوس شدن فرزندمان مینالیم و خودمان را قربانی تربیت او تلقی میکنیم این نوع والدگری نامهای مختلفی دارد: والدگری افراطی، مستبدانه، هلیکوپتری و احتمالاً آن طور که خودمان خوش داریم بگوییم والدگری کامل و همه جانبه. اما پاملا دراکرمن، روزنامه نگار آمریکایی هنگامی که خواسته و ناخواسته با همسرش سایمون کوپر، به پاریس مهاجرت کرد متوجه شد که انگار آنجا خبری از والدگری کامل نیست و نه والدین فرانسوی آن چنان سختگیر و مضطرباند و نه کودکانشان غرغرو و وابستهاند.
کودکان فرانسوی خواب منظمی دارند، بدغذا نیستند، مؤدبانه رفتار میکنند و البته بازیگوش و سرزندهاند. پدر و مادرهایشان نیز عاشق معاشرت و صحبت با فرزندانشان هستند. برایشان زیاد کتاب میخوانند و آنها را به کلاس ورزش و نقاشی میبرند اما هرگز نمیگذارند با بدخلقی و توجهطلبی بیش از حد، نظم و تعادل زندگی را بر هم زنند و مهمانیهایشان را به جهنم تبدیل کنند. دراکرمن با دفتر یادداشتی در دست چند سال ناظر تمام زوایای رفتار فرانسویها شد تا راز والدگری آنها را کشف کند. رازی که به نظر او نه در نگاهی متفاوت به پدری و مادری کردن، بلکه در نگاهی متفاوت به معنای کودکی نهفته است. حاصل کار او کتابی است طنزآمیز و سرشار از نکتههای ظریف درباره دو فرهنگ تربیتی بسیار متفاوت.
پاملا دراکرمن لیسانس فلسفه از دانشگاه کولگیت و فوق لیسانس روابط بین الملل از دانشگاه کلمبیا دارد. مطالب این روزنامه نگار آمریکایی در مجلات معتبری مثل آتلانتیک، نیویورک تایمز، اکونومیست و وال استریت ژورنال منتشر میشوند. کتاب تربیت فرزند به سبک فرانسوی جزء کتابهای پرفروش نیویورک تایمز است که به بیش از سی زبان ترجمه شده است.
تا از چالش تربیت فرزند، آن هم در روزگاری که هزار و یک عامل دیگر فرزند ما را مطابق خواسته خویش تربیت میکنند، آگاه شویم.
روانشناسان، مشاوران، والدین، علاقهمندان به حوزه تربیت فرزند، دانشجویان و اساتید رشتههای علوم تربیتی و روانشناسی مخاطبان این نوشتار هستند.
بیشتر بچه های فرانسوی از همان ابتدا شیر خشک میخورند یا ترکیبی از شیر خشک و شیر مادر. ظاهراً این موضوع در اصل ماجرا تفاوتی ایجاد نمیکرد، چون بچههایی که شیر مادر می خوردند باز هم خیلی زود یاد میگرفتند که شبها تا صبح بخواند. بعضی از مادران فرانسوی میگفتند بچههایشان را در سه ماهگی وقتی که باید به کار برمیگشتند از شیر گرفتهاند، ولی تا آن موقع خواب شب بچهها درست شده بوده.
راستش در ابتدا فکر میکردم که فقط با مادران خوششانس فرانسوی روبه رو شدهام ولی خیلی زود شواهد چیز دیگری را نشان داد و متوجه شدم داشتن بچهای که در تمام طول شب میخوابد در فرانسه یک قاعده است، همان طور که داستان بچههایی که خواب خیلی بدی دارند در بین آمریکاییها متداول است. همیشه میتوان داستان بچههایی را که خواب خیلی خوبی دارند از زبان فرانسویها شنید. دیگر کمکم همسایهها به نظرم آن آدمهای عجیب غریبی نمیآمدند که قصد زخم زبان زدن به ما را دارند آنها واقعاً باور داشتند که بچه دوماهه باید تمام طول شب را بخوابد.
نظرات