کتاب روزی روزگاری ایران در جلد ششم خود به مقاومت مردم ایران در برابر روسیه تزاری میپردازد و از دو جنگ ده و دو ساله مردم ایران با ارتش قدرتمند روس میگوید.
حدود دویست سال پیش روسیه تزاری به ایران حمله کرد. اولین جنگ ده سال و دومین جنگ، دو سال طول کشید. ارتش روسیه که سالها پیش توانسته بود ارتش ناپلئون، امپراتور مشهور فرانسه، را شکست دهد، اکنون در برابر ایرانیها زانو زده بود. تا اینکه یک دیپلمات انگلیسی به نام جیمز موریه اطلاعات ارتش ایران را تقدیم دشمن کرد و ارتش ایران را که در منطقه اصلان دوز اردو زده بود زمینگیر کرد. پیش از این ایرانیها بارها توانسته بودند به حملات روسها پاسخ دهند. به عنوان مثال شهر گنجه پنج بار بین ایران و روس دستبهدست شد.
ایران، سرزمین دلیران است. مطالعه این کتاب ما را با زندگی این غیور مردان آشنا میکند و اوج فرهنگ و تمدن ایران باستان را نیز به رخ میکشد.
نوجوانان زیر 16 سال، مربیان و معلمان و والدینی که میخواهند قصههای کهن ایرانی را، قصه شب فرزندانشان سازند مخاطبان این داستان هستند.
روزی که در شهرشان زندگی کرده بود مثل تابلوهایی از جلوی چشمش میگذشت؛ آن عید غم انگیز... روسها از اولین روزهای ماه رمضان، گنجه را محاصره کرده بودند و از پدرش میخواستند شهر را تسلیم کند. دیوار شهر بلند و قطور بود و روسها نمیتوانستند آن را تخریب کنند؛ باید معاملهای میکردند. برای جوادخان، پدرش، پیغام فرستادند که همه دارایی و زمینهایت برای خودت باقی خواهد ماند؛ به شرطی که دروازه را باز کنی و شهر را تسلیم کنی.
اما جواد خان حتی پاسخ آنها را هم نداده بود تا عید فطر، روسها هر بار که به دیوار شهر نزدیک شده بودند با شلیک نگهبانان عقب رفته بودند. سربازانی هم که نردبانهای بلندی را به شانه میکشیدند تا کنار دیوار بگذارند فرار میکردند و گاهی بعضی از آنها با گلولهای از پا میافتادند.
نظرات