کتاب اصحاب امام زمان در عصر ظهور نوشته شیخ نجمالدین طبسی، از آثار پژوهشی مهم در حوزه مهدویت است که به بررسی یاران، ویژگیها، نقشها و جایگاه اصحاب حضرت مهدی(عج) در هنگامه ظهور میپردازد.
در دوران ظهور امام زمان(عج)، یاران ایشان، مردانی مؤمن و شجاع از اقصا نقاط جهان گرد هم میآیند. این یاران، با قلبی سرشار از عشق به حق و آمادگی کامل، تحت تربیت مستقیم امام، به بهترین شکل برای برپایی عدل الهی سازماندهی میشوند. آنان، آینه تمامنمای فضایل اخلاقی و تجسم عملی دستورات دین هستند و نقشی کلیدی در پیروزی نهضت جهانی مهدوی ایفا میکنند. از امیرالمؤمنین (ع) روایت شده است که:
«در آستانه ظهور سیصد و چند نفر از شما شیعیان گرد هم میآیند، یعنی حدود سیصد و سیزده دل، که این دلها مانند آهنند در استحکام و یکدلی. در این هنگام، امر ظهور به اذن خداوند آشکار میگردد.»
کتاب اصحاب امام زمان در عصر ظهور این یاران یکدل را معرفی میکند و از محورهای اصلی زیر تشکیل شده است.
این کتاب رویکردی روایی و پژوهشی دارد و فقط به کلیات نمیپردازد، بلکه وارد جزئیات صفات و کارکردهای اصحاب میشود. این کتاب نشان میدهد که یاران امام زمان(عج) افراد معمولی اما بسیار تربیتیافته و آمادهاند، آنان فقط نیروی نظامی نیستند، بلکه مبلغ، قاضی، مدیر و مجری عدالت هم هستند و حضورشان نشانهای از آمادگی جهان برای پذیرش حکومت حق است.
فصل اول کتاب به تعداد یاران حضرت اشاره میکند. این فصل یاران حضرت را در زمان ظهور به دو گروه تقسیم میکند.؛ گروهی به عنوان پرچمداران کارگزاران و اصحاب خاص حضرت هستند که تعدادشان ۳۱۳ نفر و به تعداد یاران پیامبر خدا در جنگ بدر است. این گروه دارای صفات و روحیات برجستهای هستند. این عدد جزء العله برای ظهور است نه تمام العله و ممکن است علامات دیگری هم مورد تحقق اراده الهی باشد. گروه دیگر سربازان و پادر رکابان حضرت مهدی (عج) هستند که تعداد آنها به ده هزار نفر یا بیشتر میرسد.
فصل دوم کتاب ویژگیهای اصحاب امام زمان (عج) را روایت میکند. ویژگی های اخلاقی و تعهدشان به امام زمان (عج) در این فصل زیر ذرهبین قرار میگیرد.
فصل سوم کتاب به ملیت اصحاب امام اختصاص دارد. این فصل روایت اصبغ بن نباته، روایت ابوبصیر، کتاب دلائلالامامه و کتاب یعقوب بن نعیم را از دیده میگذراند و نگاه ویژهای به شهرهایی چون قم، خراسان، طالقان، نجف اشرف، عراق، شام، مصر، یمن و ساحل دریای عدن دارد. کتاب در پایان این فصل از نقش عرب و عجم در عصر ظهور میگوید.
فصل چهارم کتاب که بیشترِ صفحات کتاب را به خود اختصاص داده است اسامی یاران حضرت را مرور میکند. بازگشت حضرت عیسی (ع) و همراهی حضرت یونس، دانیال، الیاس و سلیمان (ع) و حضور بسیاری از یاران پیامبر و اهل بیت (ع) چون مالک اشتر، مقداد و ... در دل روایات متعدد واکاوی میشوند.
تا با شناخت یاران امام خود را به آنها نزدیک سازیم و زمینهساز ظهور شویم.
این کتاب برای کسانی که میخواهند تصویر دقیقتری از ارتش و هسته اولیه حکومت حضرت داشته باشند، منبع مفیدی است.
هنگامی که در صفین قرار داد آتش بس نوشته شد، به مالک اشتر گفتند بیا امضا کن گفت: دستم نمیچرخد که امضا کنم و از راست و چپ، روی خوش نبینم اگر در این پیمان نامه که درباره صلح و سازش است نامی از من برده شده باشد. مگر نه این است که من از پروردگارم برهانی آشکار بر لزوم جنگ و یقینی قطعی بر گمراهی دشمنم دارم؟ و مگر نه این که اگر اتفاق بر ضعف و زبونی نداشتید، پیروزی را خیلی زود به چشم میدیدید؟ یکی از حضار به او گفت: به خدا سوگند حقیقت این است که تو نیز نه پیروزی را دیدی و نه شکست را. پس بیا بر عدم پیروزی گواهی ده و به آنچه در این پیماننامه نگاشته شده است، اقرار کن و تو نمیتوانی بر خلاف مردم عمل کنی مالک گفت: به خدا سوگند! تو نه سودی برای دنیای من داری و نه سودی برای آخرت من و خداوند شاهد است با این شمشیر خون مردانی را ریختهام که تو از هیچ کدامشان بهتر نیستی و حرمت ریختن خونت از ریختن خون هیچ یک از آنان بیشتر نیست. عماره بن ربیعه گفت: من به آن مرد نگاه کردم، وی اشعث بن قیس بود که احساس کردم با بیان مالک بینی او بسان آتش گداخته شده و به خاک مالیده شده است. سپس مالک اشتر گفت با این همه من به آنچه امیر مؤمنان امر کند، رضایت دارم. هر جایی وارد شود وارد میشوم و هر جا برون آید برون آیم؛ زیرا وی جز به راه درستی و هدایت نمیرود.
نظرات