مجموعه استعمار شناسی ایران مشتمل بر سی جلد، یک مقدمه و یک مجموعه پوستر است که زیر نظر علمی دکتر موسی نجفی و جمعی از پژوهشگران کارآزموده و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تدوین شده است. این مجموعه جامع ریز و درشت فرآیند شکلگیری استعمار در ایران را واکاوی میکند تا هیچ نقطه کوری درباره این پدیده شوم باقی نماند.
استعمار و عمران هر دو از یک ریشه هستند. پس هر دو باید به یک معنا باشند. هر دو باید معنای آبادانی و رویش بدهند اما چه بلایی سر واژه استعمار آمده است که دقیقا در نقطه مقابل عمران قرار دارد؟ در جواب باید گفت آنقدر ملتها و دولتهای مستکبر جهان به بهانه استعمار کشورهای دیگر را چپاول کردهاند که واژه استعمار هم دچار یک استحاله شده است. معنای خود را از دست داده و آنچه در حقیقت بر سر ملتها آمده است را پذیرفته است. پس استعمار معادل شده است به غارت، ویرانگری، استثمار و ... . مجموعه سی و دو جلدی حاضر این فرآیند شوم را با تمام احزاب و اعوانش بررسی میکند و از نتایج سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی آن بر ایران میگوید.
پدیده استعمار شگفتانه عصر آهن و مدرنیته است که نه تنها کشور عزیزمان را بلکه تمام جهان را درگیر خود ساخته است. این پدیده شوم در هر نقطهای از جهان به گونهای متفاوت ظهور کرده است. در محدوده خاورمیانه با غارت منابع ملی و سرمایههای طبیعی نمود پیدا کردهاست و در جهان غرب با عنوان استعمار نو به تعطیلی تفکر، خودشناسی و خداشناسی رسیده است. مجموعه استعمار شناسی ایران درصدد است تا ویژگیها و آثار خاص آن را با محوریت ایران بررسی کند، هر چند در این پدیده جهانی پای بسیاری از ملتها به پژوهش حاضر باز میشود. در این زمینه چند پرسش اساسی مطرح است:
این مجموعه درصدد پاسخگویی به این سوالات کار خود را با عنوان نظریهپردازی پسااستعماری از منظر زبانشناسی آغاز میکند و به دوگانه ادبیات و دنیای پسااستعماری میپردازد. زبان به عنوان بخشی از فرهنگ یک جامعه مجموعهای از سنتها، باورها و اعتقادات قلبی یک ملت را در خود جای داده است و تغییر زبان یک ملت میتواند زمینه ساز تغییر فرهنگ و باورهای آن جامعه شود. لذا پسااستعمار، ادبیاتی متفاوتی با خود عرضه میکند. این سرآغاز مجموعه قطور استعمارشناسی است.
هدف از به کارگیری «استعمارشناسی ایران» جعل اصطلاحی نمایشی نیست، بلکه ارائه فهم علمی تازهای است درباره یکی از مهمترین کنشهای ملت ایران برای حفظ شخصیت و هویت خود در مقابل تطاول و رخنه بیگانگان. در استعمار شناسی ایران هم بخشی از هویت ملی و فراملی و هم بخشی از هویت دینی مطرح است.
شناخت پدیده استعمار در کیفیت حیات اجتماعی و سیاسی ما تاثیرگذار است. استعمار شناسی ایرانیان که جریانی پیوسته در تاریخ تحولات قرون اخیر ایران بوده است، در افق بیداری اسلامی و مرحله تمدنی آن، یعنی انقلاب اسلامی به رشد و بلوغی رسیده است که از آن میتوان به عنوان یک مکتب یاد کرد. بر این اساس به منظوری پیروزی بر استعمارگران، مکتب انقلاب اسلامی دو رسالت بزرگ را باید به انجام برساند:
بر مبنای اندیشههای پژوهشگران این مجموعه قطور، ویژگی فراملی و جهانی انقلاب اسلامی ایران آن است که تجربه ملی را به پدیدهای تاثیرگذار در سطح جهانی تبدیل کرده است و ابعاد انسانیاش آنچنان است که صدها میلیون مخاطب غیرایرانی و غیر مسلمان را با خود همراه ساخته است. لذا صدور انقلاب به عنوان راهی جهانی در نابودی استعمار مطرح شده است.
مجموعه استعمارشناسی ایران تقابل شرق با غرب استعمارگر را در سه مقطع تاریخی بررسی میکند:
این مجموعه نشان میدهد ایرانیان حتی هنگامی که جزو حکومتهای قدرتمند جهان بودند غالبا از استعمارگری و وحشیگری به دور بودهاند و ایرانیان باستان در مقابل مستعمرهسازی یونانیان و رومیان بودند.
بر مبنای اندیشههای مجموعه حاضر تجاوزگران جهت تدام سلطه خود از هویت زدایی مستعمرات خود و هویتسازی جعلی در آنها استفاده میکنند. در این مسیر تغییر زبان گامی مهم و رو به جلو به شمار میآید. کتاب با توجه به پیچیدگی و فرآیند رشد و تحول استعمار به استعمار نو و فرانو و سایبری درک عمیقی از چهره متفا.ت استعمار ارائه میدهد و تحولات فکری، عملی، سیاسی و فرهنگی استعمار مدرن را رصد میکند. این مجموعه مشتمل بر شش مجموعه پنج جلدی است که عبارتند از:
مجموعه اول: استعمار شناسی معرفتی و زبانی
شامل آثاری در زمینه زبانشناسی پسا استعماری، استعمارزدایی ذهن، روششناسی گسست از استعمار نو، امپریالیسم زبانی، و تحلیل واژگان پسا استعماری است.
مجموعه دوم: استعمار شناسی نظری و فلسفی
در این مجموعه، موضوعاتی چون نقد فلسفه سیاسی جان لاک، خوانش انتقادی گفتمان شرقشناسی، نظریه دوقطبیسازی استعمارگران، و نسبت توسعه علمی با امپریالیسم بررسی شده است.
مجموعه سوم: استعمار شناسی به روایت اسناد، منابع و متون
این بخش، روایتی تحلیلی از اسناد دورههای صفوی، قاجار، و پسا جنگ جهانی دوم ارائه میدهد و شامل کتابشناسی تحلیلی استعمار پژوهی، بررسی اسناد لانه جاسوسی آمریکا، و منبع شناسیِ استعمار پژوهی در جهان عرب است.
مجموعه چهارم: استعمار شناسی فرهنگی و هویتی
تمرکز این مجموعه بر تأثیر استعمار بر هویت بهویژه هویت دینی، آموزش، استعمار سایبری، سینما و دگرگونیهای فرهنگی جوامع تحت سلطه است.
مجموعه پنجم: استعمار شناسی اجتماعی و اقتصادی
در این بخش به موضوعاتی چون سبک زندگی و معماری ایرانی در مواجهه با استعمار، سیاستهای استعماری کمپانی هند شرقی، و نقش زنان مبلغ انجمن تبلیغی کلیسا در دوره قاجار پرداخته شده است.
مجموعه ششم: استعمار شناسی تاریخی و سیاسی
این مجموعه به بررسی جریان نفوذ استعمار انگلستان در ایران، نقش استعمار در مناسبات غرب آسیا و ایجاد جریانهای تکفیری، و تأثیر ترجمه بر استعمار و استعمارزدایی در تاریخ معاصر میپردازد.
این مجموعه سی جلدی دارای یک مقدمه تحت عنوان «مقدمه مطالعات عالی استعمارشناسی» و مجموعهای از پوسترها تحت عنوان «ایران و استعمار» است که در مجموع به سیودو جلد میرسد.
در نهایت میتوان گفت مجموعه پیشرو با استعمار شناسی، استعمار ستیزی را تقویت میکند و خاطر نشان میسازد که عدم شناخت استعمار به استعمار پذیری ختم میشود.
ملتی که تاریخ خود را نشناسد، محکوم به تکرار آن است. تاریخ را بشناسیم، استعمار و راههای نفوذش را درک کنیم تا به عقب بازنگردیم.
دانشجویان، جوانان، پژوهشگران حوزه استعمار و تاریخ ملتها، پژوهشگران حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی و طلاب مخاطبان این جستار هستند.
اراده علی شریعتی بر آشکارسازی حضور همه جایی استعمار در زندگی ما استوار شده بود. او نخستین وظیفه روشنفکر را پرسش از وضعیتی میدانست که جامعه ایران آن روز در آن به سر میبرد. از دیدگاه او استعمار آن جامعه را دچار گونهای فراموشی مزمن ساخته بود که خودش را نیز از دریچه استعمار مینگریست. شریعتی بر این ایده پای میفشرد که ما خود را به گونهای میبینیم که استعمار میخواهد و کوشیده است این چنین بیاندیشیم و این چنین ببینیم. پس او ذیل رهیافت رهایی از انقیاد دیگری استعمارشناسی و استعمارزدایی را اراده میکند.
نظرات