کتاب آمریکا چگونه آمریکا شد به قلم فرانک ال. شوئل و ترجمه ابراهیم صدقیانی تاریخ ایالات متحده آمریکا را از آغاز اکتشاف تا پایان دهه 1960 مورد بررسی قرار داده است.
به نظرتون اگر کریستف کلمب میدونست با کشف آمریکا چه جنایاتی باب میشه، آیا اصلا سری به آمریکا میزد؟
به نظر من قطعا روح جناب کلمب هم معذب است و در دل لیچار بار خودش میکند که چرا آمریکا، آمریکا شد و کاش کشتیام میشکست و به آمریکا نمیرسیدم. اما چرا کلمب هم به چنین خودگوییای دچار شدهاست؟ پاسخ را باید در تاریخ آمریکا جستوجو کرد.
کشف آمریکا مصادف شده است با قتل و غارت ساکنان اولیه این سرزمین. همزمان با تاسیس آمریکا مهاجرت و اسکان سفید پوستان به آمریکا آغاز شد. این مهاجرت جز نسل کشی سرخپوستان و بردگی چیز دیگری به ارمغان نیاورده است. کتاب با این مضامین کار خود را آغاز میکند و قدم به قدم از استقرار اروپاییان، انگلیسیها و فرانسویها میگوید. کتاب نشان میدهد که چگونه مستعمرات شمال آمریکا، انگلستان جدید را رقم میزند و شکوه پایتخت استعمارگران چگونه سرزمین مادری سرخپوستان را به تاراج میبرد.
بخش دوم کتاب با عنوان یک قرن پیشرفت سالهای 1783 تا 1898 را بازگو میکند. انقلاب آمریکا، مواد کنفدراسیون تا قانون اساسی فدرال، دوران فدرالیستی، ریاست جمهوری جفرسون و مادیسون، مونروئه، جکسن، لینکلن و دوران آغاز سرمایهداری بزرگ آمریکا برخی از دورههای مطرح شده در کتاب هستند.
بخش سوم کتاب ایالات متحده را به قدرت جهانی میرساند. این بخش از امپریالیسم و رفورمیسمی میگوید که با اولتیماتوم 28 آوریل 1898 آمریکا به دولت اسپانیا آغاز شد. اعلان جنگ کنگره به این کشور، برای بسیاری از اروپاییان به مفهوم ورود هیجانانگیز ایالات متحده در کشمکشهای جهانی و سرآغاز یک امپریالیسم تجاوزکارانه بود. پس از این کتاب از اتفاقاتی میگوید که نه تنها آمریکا بلکه کل کره زمین را درگیر خود کرد: جنگ جهانی اول و دوم. کتاب در خلال این دو جنگ از هاردینگ و هوور، روزولت و نیودیل میگوید. پس از پایان جنگ جهانی دوم نوبت به جنگ سرد در یک دوره بیست و پنج ساله میرسد. عصر ترومن و دو دوره ریاست جمهوری آیزنهاور و حرکت به سوی همزیستی مسالمتآمیز دیگر موضوعات بخش پایانی کتاب هستند.
این اثر ضمن تشریح جنایات مهاجران به آمریکا از نحوه استعمارگری آمریکا در مسیر تبدیل شدن به یک ابر قدرت میگوید. امتیاز مثبت دیگر این کتاب، نویسندهاش است. شوئل استاد پیشین دانشگاههای شیکاگو، تولان و کالیفرنیا و متخصص آگاه تاریخ آمریکا به شمار میرود که آمریکا را بدون جانبداری و بغض روایت میکند.
پژوهشگران حوزه غرب و آمریکا، علاقهمندان به تاریخ جهان و دانشجویان علوم سیاسی مخاطبان این نوشتار هستند.
در مورد محرومترین بخش مردم آمریکا یعنی سرخپوستان که تعدادشان به سیصد هزار نفر میرسید وضع دیگری پیش آمد. وضع آنان به موجب قانون مصوبه 1887 مشخص شده بود. این قانون به رئیس جمهور اجازه میداد زمینهای آنها را قطعه کند. هر رئیس خانواده میبایست کلاً صد و شصت آکر زمین دریافت کند و باقیمانده زمین را میبایست به فروش برساند. در سال 1924 همه سرخپوستان تابعیت آمریکا را به دست آورده بودند لیکن مسائل گوناگون در مورد آشتیدادن ایشان با شیوه زندگی سفیدپوستان نتایج مطلوبی به بار نیاورد.
نظرات