کتاب آقا روحالله جلد اول از مجموعه سهگانه حیات روح خداست که به بررسی دوران طلبگی امام خمینی (ره) در بستر تاریخ میپردازد. حمیدرضا باقری به مدد چاپ و نشر بینالملل این اثر را منتشر کرده است.
شناخت شخصیتهای بزرگ و تاثیرگذار تاریخی مستلزم شناختن زمانه آنها و اتفاقاتی است که بر روحیات و تصمیمات آنها اثر گذاشته است. صرف بررسی زندگی شخصی آنها نمیتواند علاقهمندان را به شناخت جامع و دقیق نسبت به احوالات آنها برساند.
حمیدرضا باقری به این نکته دقت داشته است. به همین خاطر تمام تمرکز کتاب «آقا روح الله» را بر مقطع محدودی از زندگی امام خمینی (ره) گذاشته است. او در این کتاب بازه تولد امام تا زمانی که ایشان در حوزه علمیه مشغول به تحصیل هستند را در نظر گرفته است. حمیدرضا باقری تنها راوی خاطرات شخصی امام خمینی (ره) نیست، بلکه تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در پایان قرن سیزدهم هجری شمسی و سالهای ابتدایی قرن چهاردهم را بر طبق مستندات تاریخی بازگو کرده است. حوادث انقلاب مشروطه، حضور سیدحسن مدرس در مجلس، پایان حکومت قاجاری و به قدرت رسیدن رضاخان و حوادث مسجد گوهرشاد از جمله اتفاقاتی هستند که در دوران جوانی امام رخ دادهاند و بر تفکرات ایشان تاثیر گذاشته است. همچنین نویسنده به شکل مبسوط اتفاقات خانوادگی ایشان همچون ماجرای ازدواج امام و روابط ایشان با اعضای خانواده را شرح داده است. در پایان کتاب زندگینامه مختصری از تمام اساتید امام آورده شده است؛ اساتیدی که در رشد علمی، اخلاقی و سیاسی امام تاثیر به سزایی داشته اند.
کتاب آقا روحالله ضمن بررسی زندگی امام خمینی (ره) تصویر گویایی از تاریخ معاصر ایران ارائه میدهد.
علاقهمندان به تاریخ معاصر، زندگینامه امام خمینی (ره) و تاریخ انقلاب مخاطبان این زندگینامه هستند.
یک روز خانم را برای زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی بردم، ایشان بعد از زیارت بر مزار پدرشان حضرت آیت الله ثقفی رفتند. آن روز زیارت ایشان مقداری به طول انجامید وقتی میخواستیم برگردیم، خانم فرمودند: زودتر برویم شاید به ناهار آقا برسم . متأسفانه در بازگشت ترافیک شدیدی بود و ما نزدیک ساعت دو بعد از ظهر به خانه رسیدیم. فردای آن روز خانم به من فرمودند: دیدی چه شد؟ وقتی دیروز به خانه رفتم دیدم آقا که باید ساعت یک و ربع ناهارشان را بخورند به خاطر من نخورده و صبر کرده اند. وقتی گفتم: آقا ببخشید شما ناهارتان را میل میکردید خندید و فرمود: شما نفرمودید که دیر میآیید و این شیوه همیشگی بود که اگر به ناچار خانم دیرتر آماده میشد آقا صبر میکرد و دست به غذا نمیبرد.
نظرات