کتاب 587؛ آیندهای که دور نیست به قلم محمدحسین عسکری میلاجردی و طراحی امیرحسین جعفری نژادان کمیکی جذاب است که داستان مبارزه علیه دیوهای آخرالزمانی را تصویر میکند.
شهر اسیر دیوهایی پلید گشته است. دیوهایی که شاید خبر از آخرالزمان آوردهاند. حضور این موجودات پلید در شهر جدای از قتل مردم بیگناه و آوارگی و ترس و وحشت، بیماریهای صعبالعلاجی را نیز به ارمغان آورده است! ناگهان یاسر پسر میترا به شدت بیمار میشود. میترا که خود پزشک اورژانس کوهستان است یاسر را از مرگ نجات میدهد و او را به سرعت به بیمارستان میرساند. میترا که سالها پیش به خاطر غرور خود و پافشاری بر تشخیص اشتباهش جان یک کوهنورد را گرفته بود، با خود عهد بسته بود که دیگر کسی را درمان نکند، اما مشاهده حجم بیماران رو به موت احساس مسئولیتی عمیق را در او زنده میسازد. لذا میترا راهی خط مقدم میشود تا رزمندگان را درمان کند. عباس همسر میترا با مشاهده او در خط مقدم شگفتزده میشود. حضور میترا در میانه میدان دیری نمیپاید و او اسیر تارهای عنکبوتهای غولپیکر میشود. تلاشهای عباس برای نجات همسرش افاقه نمیکند اما شیردال، پرنده افسانهای ملکه سبا، میترا را نجات میدهد و او را با خود به نزد ملکه سبا میبرد. دیدار میترا و ملکه، لشکری شیردال و درخت دانه شفا را به ارمغان میآورد. اکنون باید ببینیم آیا میترا میتواند با کمک عباس و دیگر همرزمانش مردم شهر را از چنگال دیوها نجات دهد؟
این اثر کمیک با تصاویر جذاب مخاطب نوجوان را سرگرم میکند، هیجان بالای مبارزه علیه موجودات آخرالزمانی را به آنها منتقل میکند و از استقامت و مقاومت میگوید.
نوجوانهای بالای 8 سال مخاطبان این داستان مصور هستند.
پس شاید پر سیمرغ هم لازمت بشه. اگر خیلی به دردسر افتادی آتیشش بزن.
نظرات