کتاب کلاهی که سرمان نرفت به قلم معصومه ربیعی و تصویرگری نیره سادات مهری برگی از زندگی حاجآقا حسین طباطبایی قمی (ره) و مبارزات او علیه قانون کشف حجاب را بازگو میکند.
نوجوان امروز ما اگر درکی از تاریخ معاصر کشورش نداشته باشد، آینده کشور را به گرداب حاکمان فاسد گذشته گره خواهد زد. باید بدانند پهلویها چه بر سر این ملت آوردند. کتاب کلاهی که سرمان نرفت نوجوان را به روزگار پادشاهی رضا شاه میبرد و از قانون لباس متحدالشکل، کلاه شاپو و قانون کشف حجاب میگوید. معصومه ربیعی در این داستان کوتاه توانسته برشهایی از مبارزات حاج آقا حسین طباطبایی قمی (ره) علیه رضا شاه و مصیبتهای وارده بر مردمان آن روزگار را تصویر کند.
تاریخ معلم انسانهاست. درسهای گذشته را بیاموزیم تا تاریخ تلخ را تکرار نکنیم و آرمانهای خود را به دودمان پهلوی گره نزنیم. این کتاب در کنار شناختن رضا شاه به مخاطب از همراهی جامعه روحانیت و مردم برای مقابله ظلم میگوید.
نوجوانان زیر 12 سال مخاطبان این داستان هستند.
حاج آقا حسین به تهران رفته. قرار است با رضاشاه صحبت کند.
ما هم اینجا در مشهد مشغولیم. در حرم پشت سرهم سخنرانی است. مردم باید واقعیتها را بدانند. خدا عاقبت این کشور را به خیر کند!
نظرات