کتاب ترور در تهران نتیجه پژوهش و تلاشهای محمد گرشاسبی است. این مجموعه جامع فلسفه ترور، عوامل آن، گروهکهای تروریستی، قربانیان ترور و چگونگی عملکرد تروریستها را بررسی میکند. محمد گرشاسبی از روزگاری پیش از انقلاب کار خود را آغاز میکند و تا ترور شهدای هستهای و حمله داعش به مجلس کار را پیش میبرد.
مرتضی مطهری ترور شد. حجتالاسلام خامنهای از یک حادثه سوءِقصد جان سالم به در بردند. عامل اصلی انفجار و قتل عام 72 شهید مظلوم شناسائی شد. فردا عزای عمومی و تعطیل است. 23 ضد انقلاب اعدام شدند.
روزنامههای دهه شصت هر روز با تیتری اینچنینی ملت را شوکه میکردند. البته دیگر ملت به شنیدن این اخبار عادت کرده بودند. انگار هر روز باید منتظر خبر شهادت یکی از دولتمردان یا متفکرانمان میبودیم. کار به جایی رسید که امام (ره) در پی ترور شهید مطهری فرمودند:
«این رجل فاجری که خون عزیز ما را به زمین ریخت، تأیید کرد دین خدا را. یعنی خدا دین خودش را به او تأیید کرد. با ریختن خون عزیز ما، تأیید شد انقلاب ما. این انقلاب باید زنده بماند، این نهضت باید زنده بماند، و زنده ماندنش به این خونریزیهاست. بریزید خونها را؛ زندگی ما دوام پیدا می کند. بکُشید ما را؛ ملت ما بیدارتر می شود. ما ازمرگ نمی ترسیم؛ و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید. دلیل عجز شماست که در سیاهی شب، متفکران ما را می کشید. برای اینکه منطق ندارید. اگر منطق داشتید که صحبت می کردید؛ مباحثه می کردید. لکن منطق ندارید، منطق شما ترور است! منطق اسلام ترور را باطل می داند. اسلام منطق دارد؛ لکن با ترور شخصیتهای بزرگ ما، شخصهای بزرگ ما، اسلام ما تأیید می شود
روزگار بلبشوی پس از انقلاب صحنه بیرحمانه ترورها بود. گروهکهای منافقین، فرقان، مجاهدین خلق و ... هر کدام دندان طمع بدین انقلاب تیز کرده بودند. با ثبات یافتن انقلاب اندکی این میدان خلوت شد، اما در طول عمر چهل و چند ساله انقلاب این میدان هیچگاه خالی از خائنین نشد. ترور دانشمندان هستهای، ترور شهروندان برای ایجاد ناامنی و ترور در اماکن مقدسه گوشههایی از جنایات عاملان استکبار در کشور عزیزمان میباشند. کتاب ترور ریز و درشت این جریان را بررسی میکند.
کتاب در فصل اول خود از روزگار پیش از انقلاب میگوید. شکلگیری جبهه ملی، نهضت آزادی و ترور در سالهای 1275 تا 1353 در این فصل واکاوی میشوند.
فصل دوم کتاب گروهای تروریستی مختلف از قبیل: سازمان چریکهای فدایی خلق، حزب توده، کومله، فرقان و ترورهای فرقان را مرور میکند.
کتاب در پنج فصل دیگر سازمان مجاهدین خلق را از نقطه صفر تا دوران حیاتش در عراق واکاوی میکند. خانههای تیمی سازمان، عاملان ترور، قربانیان، مکان و نحوه اجرای عملیات و هر آنچه میخواهید درباره سازمان مجاهدین خلق بدانید را در این فصلها ورق بزنید.
کتاب با بررسی پرونده ترور دانشمندان هستهای و برشمردن شهدای مردمی از بهمن 57 تا بعد از سال 61 خاتمه مییابد.
تا از پایداری انقلاب در مسیر پرفراز و نشیبش مطلع شویم، دشمنان انقلاب و اوج خباثتشان را درک کنیم و تاریخ معاصر کشورمان را مرور کنیم.
پژوهشگران، علاقهمندان به تاریخ انقلاب، سیاستمداران و جوانان و دانشجویان مخاطبان این نوشتار هستند.
سازمان در بهمن ۱۳۵۷ سعی در گرفتن ابتکار عمل انقلاب به دست خود داشت و برای نیل به این هدف میلیشیا یا شاخه نظامی سازمان در کوتاهترین زمان ممکن سازماندهی شد. ۳۱۶ شبکه مخفی سازمان مجاهدین خلق با استفاده از شرایط پس از پیروزی انقلاب و نبودن ضابطه اقدام به انبار کردن سلاح و مهمات و تدارک خانه های تیمی .کرد کاملا معلوم بود که سازمان به فعالیت آزاد سیاسی آشکار و قانونی و حزبی نمی اندیشد و برنامههای دیگری در سر دارد بعد از انقلاب گروههای مختلف چریکی پرسشی حیاتی و اساسی را در برابر خویش ،دیدند اینکه چه نوع رابطه ای بایست با نظام حاکم برقرار کنند چون تصور ابتدایی آنها این بود که حکومت مترقی نیست که بتوان با آن راه آمد و تعاملی سازنده داشت نوع پاسخ به این پرسش باعث شد گروههایی چون فداییان اقلیت و حزب دموکرات و کوموله دست به سلاح برده و از ۲۵ بهمن ۱۳۵۷ حوادث کردستان را رقم بزنند اما سازمان مجاهدین خلق ابتدا با مشی مسلحانه در بازه زمانی انقلاب مخالف بود و ادعا داشت که این عمل چپ روانه و زودرس است و برای رسیدن به تصمیم نهایی باید تامل بیشتری کرد.
نظرات