کتاب کاش روزی برسد به قلم معصومه نیکبخت و تصویرگری مریم ناجی از روزی میگوید که ایرانیان به موجب قانون کاپیتولاسیون حق اعتراض به هیچ فرد آمریکاییای را نداشتند، حتی اگر آن فرد در ایران مرتکب بدترین جنایت شود.
حمید، نوجوان قصه ما، هنگام بازگشت از فوتبال با پدرش مواجه میشود. پدر که کلی خواروبار خریده است، باید زودتر به اعتراضات برسد. حمید وسایل پدر را به خانه میبرد. آنها باید هر چه زودتر آن راننده آمریکاییای که به توران زده است را به دادگستری معرفی کنند. چند روزی میشود که مردک راست راست راه میرود و عین خیالش نیست. حالا باید علیه ظلم قیام کرد. آیا قانونی که محمدرضا پهلوی در اسفند 1343 به واسطه آن تحقیر ایرانیان را رقم زده است، به این سادگیها، لغو میشود؟ چاره چیست؟
امام خمینی (ره) پس از اعتراض شدید به این قانون خفتبار به ترکیه تبعید شدند و سرانجام پس از پیروزی انقلاب، در اردیبهشت 1358 این قانون لغو شد.
تا با تاریخ کشورمان آشنا شویم و بدانیم دودمان پهلوی جز ذلت چیزی برای این کشور نداشتند.
نوجوانهای زیر 15 سال مخاطبان این داستان کوتاه هستند.
بعد، از داخل کیفش یک نوار کاست بیرون آورد، توی ضبط صوت ما گذاشت و صدایش را کم کرد تا همسایهها نشنوند. سخنرانی آیتالله خمینی بود که علیه این قانون اعتراض کرده بودند.
نظرات