فصلنامه تاریخی-سیاسی ماجرا در شماره سوم خود از جنگ بوسنی و ضعف رسانهای ایران در قبال مسلمانان مظلوم این کشور میگوید. این اثر که در زمستان 1403 منتشر شده است با یک سوال اساسی بر روی جلد خود مواجه است:
« چرا ایران نمیتواند از نقش خود در نجات بوسنی بهرهبرداری کند؟»
غزه 2024 و سربرنیتسا 1995 دو روی یک سکه هستند. تاریخ تکرار میشود یک بار نسل کشی در غزه و یک با در بوسنی و بار دیگر در فلسطین و بار دیگر در ... و بار دیگر در ... . در همه این جنایات یک وجه مشترک وجود دارد. همواره مسلمانان قتل عام میشوند و همواره ایران به دفاع از مظلوم میپردازد. اما آیا ما در همه این پشتیبانیها توانستهایم رسانههای دنیا را با خود همراه سازیم و ظالم و مظلوم را چنان که هستند، به دنیا معرفی کنیم؟ فصلنامه ماجرا با مروری بر اقدامات صورت گرفته توسط شهید آوینی، نادر طالبزاده، رضا برجی، محمد صدری، مجید جاودان، کیم ویشلر و ... توانسته از اوج جنایت علیه مسلمانان بوسنی بگوید و نشان دهد رسانه نباید پیرو دیپلماسی باشد.
به دنبال درگیری مسلمانان بوسنی با صربها و کرواتها، پس از تحلیل کمونیسم و فروپاشی شوروی، مسلمانان و بسیاری از کرواتهای بوسنی با شرکت در همهپرسی خواهان استقلال شدند. اما روسای جمهوریهای صربستان و کراواسی در ملاقات مارس 1991 نقشه بوسنی و هرزگوین را روی دستمال کاغذی ترسیم کردند و بر سر تقسیم بوسنی توافق کردند: بخش صربنشین برای صربستان و بخش قوم کرواتنشین برای کراواسی! جنگ علیه مسلمانان بوسنی شروع شد و فجیعترین نسلکشی در اروپا بعد از جنگ جهانی دوم آغاز شد. گورهای دسته جمعی، تجاوز علیه زنان و دختران مسلمان بوسنی، محاصره سارایوو و جنگ گروهای چریکی مسلمان تقریبا با دست خالی کار را به جایی رساند که عزت بگوویچ از آیتالله خامنهای دست یاری طلبید و ایران با ستاد کمکرسانی به بوسنی و سپاه قدس رسما، عملیات نجات در اروپا را کلید زد. اما جنگ یک بازی رسانهای هم دارد.
فصلنامه ماجرا با عنوان لنزهای جنگی، گزارشی از حضور خبرنگاران، عکاسان و مستندسازان ایرانی در جنگ بوسنی ارائه میدهد. این گزارش نشان میدهد، نخستین راهپیمایی در تهران برای حمایت از مردم بوسنی، پس از پخش فیلم «کشتار و آوارههای مسلمانان بوسنی» از صدا و سیما انجام شد. فصلنامه ماجرا در شماره سوم خود از تاثیرات انقلاب اسلامی در بیداری مردم بوسنی میگوید و راه نفوذ ایران و انقلاب در دل آنها را ترسیم میکند. فصلنامه از ماجرای ناتمام پخش عکس امام در بین مردم بوسنی میگوید، از مستند خنجر و شقایق که کار مشترک استاد طالبزاده و شهید آوینی بود میگوید، از فاطیما، پرستار بوسنیایی در مداوای مجروحین میگوید، از ازدواج مجید جاودان در بوسنی با مجوز رهبری میگوید و از شهید رسول حیدری در میان رزمندگان این کشور سخن میگوید. صفحات پایانی فصلنامه ماجرا از بازتاب رسانهای جنگ بوسنی در صحنه بینالملل میگوید. آنچه که بیش از هر چیز در جنگ بوسنی عجیب جلوه میکند، این است که هزاران پناهجوی بوسنیایی به کمپ سازمان ملل پناه میآورند، اما چوپان خود بره به گرگ میسپارد و آنها را تقدیم صربها میکند. این یعنی خود فاجعه.
تا با ابعاد جدید جنگ بوسنی آشنا شویم و پشت پرده رسانهای جنگ را روایت کنیم.
علاقهمندان به تاریخ جنگ، ادبیات پایداری، مقاومت ایران و بوسنی و آثار شهید آوینی میتوانند از این اثر بهرهمند شوند. فعالان فرهنگی و رجل سیاسی، بالاخص سفیران فرهنگی و دانشجویان رشته علوم سیاسی و اجتماعی باید این صفحات را تورق کنند.
پس از جنگ ایران به نوعی صحنه فرهنگی بوسنی را ترک کرد. اما برخی مثل شما در بوسنی ماندگار شدند و حتی ازدواج کردند. امری که خط قرمز برخی ساختارهای فرهنگی و نظامی است. لازمه کار فرهنگی، ماندگاری در کشور هدف است؟
نظرات