«علی یارت پهلوان» نوشتهی فرزانه فراهانی و منتشرشده توسط انتشارات رودآبی، داستانی شیرین و آموزنده دربارهی پسری به نام ایلیا است. ایلیا همراه پدربزرگش به زورخانه میرود و با فضای آنجا، مرشد و ورزش پهلوانی آشنا میشود. آن روز مرشد با به صدا درآوردن زنگ، داستان دلاوری امام علی (ع) در فتح خیبر را تعریف میکند. ایلیا که دوست دارد پهلوانی مانند امام علی (ع) باشد، با اتفاقی روبهرو میشود که فرصتی برای نشان دادن شجاعت و مهربانی اوست.
«علی یارت پهلوان» کودکان را با گوشهای از فرهنگ زیبای زورخانه و منش پهلوانی آشنا میکند. این کتاب با داستانی ساده و قابلفهم، از امام علی (ع) بهعنوان الگویی برای شجاعت، مهربانی و کمک به دیگران یاد میکند.
حضور پدربزرگ در کنار ایلیا نیز از بخشهای دوستداشتنی داستان است. او فقط همراه ایلیا نیست، بلکه با رفتار و حضورش در زورخانه، معنای پهلوانی را به او نشان میدهد. کتاب به کودک یادآوری میکند که برای انجام کارهای خوب لازم نیست بزرگ یا خیلی قوی باشد؛ هر کودک هم میتواند با مهربانی و مسئولیتپذیری، یک پهلوان باشد.
این کتاب برای رده سنی نوخوان ( بیشتر از هفت سال) مناسب است؛ بهویژه کودکانی که به داستانهای دینی، ماجراهای قهرمانی و آشنایی با فرهنگ ایرانی علاقه دارند. همچنین والدین و مربیان میتوانند از این کتاب برای گفتوگو دربارهی کمک به دیگران، شجاعت و الگو گرفتن از امام علی (ع) استفاده کنند.
ایلیا به درهای بزرگ که روی آنها (یاعلی) نوشته شده بود، نگاه کرد باز هم با خودش گفت: کاش من هم یک پهلوان بودم.
یک مرتبه ایلیا گنجشکی را دید که از پنجره وارد زورخانه شد. گنجشک بالای وسایل اضافه زورخانه که زیر پنجره بود، بال بال میزد و جیک جیک میکرد، انگار آنجا چیزی گم کرده بود، ایلیا نزدیک و نزدیکتر رفت و جوجه گنجشکی را دید که میان وسایل افتاده بود و نمیتوانست بیرون بیاید.
نظرات