کتاب شاهزاده شو نوشتهی طاهره جاننثاری و منتشر شده توسط انتشارات واژهپرداز اندیشه، کتابی است که به خواننده کمک میکند تا مسیر درستی برای ساختن یک رابطه عاطفی سالم و پایدار پیدا کند. این کتاب، با زبانی روان و ملموس، به بررسی مهارتهای ارتباطی، درک متقابل و چگونگی بهبود روابط زوجین میپردازد و تلاش دارد راهکارهایی عملی برای ایجاد یک زندگی مشترک موفق و سرشار از محبت ارائه دهد.
در دنیای امروز که بسیاری از روابط به دلیل سوءتفاهم، نداشتن شناخت کافی از یکدیگر و ضعف در برقراری ارتباط آسیب میبینند، این کتاب مانند یک راهنمای صمیمی و آگاه به شما نشان میدهد که چطور میتوان با تغییر نگرش و رفتار، رابطهای مستحکمتر و صمیمیتر داشت. اما نکته مهمی که این اثر روی آن تأکید دارد، ضرورت تغییر فردی پیش از تلاش برای تغییر رابطه است. برخلاف کتابهایی که صرفاً به تکنیکهای بهبود ارتباط میپردازند، شاهزاده شو از شما میخواهد که ابتدا خودتان را بهتر بشناسید، روی نقاط قوت و ضعف شخصیت خود کار کنید و سپس به سمت بهبود رابطه پیش بروید.
این کتاب در ۱۸۴ صفحه به نگارش درآمده و برای هرکسی که به دنبال ساختن یک زندگی مشترک آگاهانه، سالم و پایدار است، اثری ارزشمند خواهد بود. اگر میخواهید ارتباطی عمیقتر، پر از عشق و تفاهم را تجربه کنید، این کتاب میتواند نقطه شروعی برای این تغییر باشد.
کتاب شاهزاده شو برای هرکسی که به دنبال ساختن یک رابطه سالم و آگاهانه است، مفید خواهد بود. این اثر را به زوجهای جوان، افرادی که در روابطشان دچار چالش شدهاند، کسانی که قصد ازدواج دارند و علاقهمندان به رشد فردی پیشنهاد میکنیم. اگر میخواهید با خودشناسی، مهارتهای ارتباطی و درک متقابل، رابطهای مستحکم و عاشقانه بسازید، این کتاب را از دست ندهید.
یادم می آید یکی از مراجعین می گفت در دوران نامزدی اولین باری که با هم به رستوران رفتیم بعد از اینکه تشریفات و سفارشات را کامل کرد وقتی موقع حساب کردن شد با لبخند و خیلی محترمانه به خانمی که داشت حساب می کرد گفت البته من مهمان خانمم هستم و ایشان حساب میکنند برای اینکه کم نیاورم گفتم بله و فوری حساب کردم اما خیلی ناراحت شده بودم و چیزی نگفتم با هم خندیدیم و من به خانه آمدم چند روز بعد دوباره به رستوران رفتیم و همان کار تکرار شد و حالا خیلی ناراحتم و نمی دانم چه کار کنم که بین ما ناراحتی به وجود نیاید خوب شما فکر میکنید باید چه کار می کرد؟ آیا باید ناراحت میشد و به رویش می آورد تا دیگر تکرار نکند یا نامزدی خود را به هم میزد که تو به درد من نمی خوری؟
به او گفتم این مرتبه که رستوران رفتی وقتی خواست حساب کند شما جلو نرو و با زیرکی خاص زود از رستوران بیرون بیا و خودت را با گوشی سرگرم کن بعد اگر چیزی نگفت که خیلی شاد و خندان به مسیر خود ادامه دهید و اگر به شما چیزی گفت . مبنی بر اینکه حساب نکردی محترمانه بگو دیدم این کار به عزت نفس شما خیلی آسیب وارد میکند و بهتر دیدم که شما خودتان حساب کنید تا من موجب آسیب به شما نشده باشم و بحث را عوض کن و شروع کن به تعریف کردن از غذا و محیط اطراف و اینکه واقعاً خوش گذشته است
نظرات